
مدرسه ضربه های سخت کیث تکاچوک: درون دوستی کوین هیوز-بردی تکاچوک
میلان – آنها خود را “سه آمیگو” نامیدند.
فقط تصور کنید که برای کوین هیوز و بردی تکاچوک چه وضعیتی باید داشته باشد وقتی که در نوجوانی با پدر بردی، کیت، به مدت دو سال در خانه ای شهری که خانواده تکاچوک در آن آربور میش اجاره کرده بودند، زندگی کردند، در حالی که دو «پسر بیلت» کیث برای برنامه توسعه تیم ملی ایالات متحده بازی می کردند.
کوین در حالی که لبخند می زند می گوید: «سرگرم کننده. “او به من یاد داد که چگونه رانندگی کنم. حتی نمی دانم قانونی بود یا نه.”
کیت می گوید: “راننده وحشتناک، راننده وحشتناک.” من می گویم، رفیق، فقط بگذار برادی رانندگی کند! اما هر دو هفته یکبار، آنها را نزد روث کریس می بردم و کوین راننده من بود.»
اتفاقاً این زمانی بود که دو ستاره NHL و المپیکیهای ایالات متحده ۱۵ ساله بودند – قبل از اینکه هر کدام گواهینامه رانندگی خود را داشتند. پس قانونی نبود.
ماتیو، پسر بزرگ تکاچوک، که اکنون یک ستاره NHL و المپیکی ایالات متحده است، به شوخی می گوید: “فکر می کنم او به او یاد داد که چگونه رانندگی کند، بنابراین اگر پدرم یک زوج سر شام بخورد، کوین می تواند او را به خانه برساند.” “من فکر می کنم این طرح جامع بود.”
بردی البته تمام دوران کودکی خود را با پدرش زندگی کرده بود. او به ضرب وشتم و، بله، مربیگری بزرگ سابق NHL عادت داشت.
اما کوین؟
آن دو سالی که او با بردی و کیت زندگی کرد به شکل گیری او کمک کرد.
کیت، یک المپیکی چهار بار که ۵۳۸ گل NHL در رتبه دوم در بین گلزنان متولد آمریکا قرار دارد، با خنده می گوید: «من کوین را در مدرسه ضربات سخت قرار دادم. “مامان کوئین، النو همسرم شانتال، باید سرشان را معاینه کنند تا من مسئول مراقبت از بردی و کوین در این دو سال باشم.»
همانطور که پسر عمویش، تام فیتزجرالد، مدیر کل شیاطین نیوجرسی، در مورد کیت می گوید، او فیلتری ندارد.
آنچه او فکر می کند، او می گوید.
او منحصر به فرد و معتبر است. آنچه می بینید همان چیزی است که به دست می آورید – به روشی سرگرم کننده. بنابراین کیت از شنیدن شوخیهای پسرها خوشحال شد، اما او هم بلافاصله آن را پس میداد.
کیت میگوید: «کوین میتواند چند تازی را از بین ببرد. “تنها بودن در کنار آنها سر میز شام و شنیدن روز آنها و فقط گوش دادن به این دو توپ مزخرف باعث می شد هر روز روزم را بسازم. برخی از چیزهایی که آنها به ذهنشان می رسید مضحک بود، اما آنها مانند دو پسر من بودند. می خواستم مطمئن شوم که آنها راحت هستند. هر دو سخت کار می کردند و می خواستم به آنها هر فرصتی را بدهم تا در مدرسه روی هاکی تمرکز کنند.”
بردی تکاچوک و کوین هیوز مدتی پس از ملاقات جدایی ناپذیر شدند. آنها با وجود اینکه یک زوج عجیب و غریب هستند، بهترین دوستان باقی می مانند. (عکس از کیت تکاچوک)
کیت در این دو سال، ۲۰۱۵-۱۶ و ۲۰۱۶-۲۰۱۶، بیشتر اوقات با کوین و بردی زندگی می کرد. اگر مجبور بود برای کار شهر را ترک کند، همسرش یا مادر یا پدر کوین وارد خانه میشدند. طبقه بالای خانه شهری دارای آشپزخانه و اتاق نشیمن بود، جایی که «سه آمیگو» در آنجا بازیهای NHL و کالج بیشماری را تماشا میکردند و کیت اکشنها را مانند یک جلسه فیلم شکست میداد.
کوین می گوید: «من واقعاً خوش شانس بودم که او و بردی را داشتم. “بدیهی است که دوستی من با بردی و متیو بود. اما منظورم این است که کیت مردی بود. من از او چیزهای زیادی یاد گرفتم. مطمئن هستم که در ۱۶ سالگی راحت ترین آدمی نبودم که با بردی کنار بیایم. اما کیت فقط یک فرد فوق العاده است. واضح است که به او نگاه کردم.
ما همیشه در مورد هاکی صحبت میکردیم، درباره زندگی صحبت میکردیم، درباره چیزهای مختلف صحبت میکردیم. مطمئناً او نمیترسید توپهای کسی را بکوبد، و من هم خاطرات خندهداری از چند باری دارم که واقعاً از دست ما عصبانی شد. من واقعاً خاطرات خوبی از آن دارم و دوستی مادامالعمر با بردی و متیو ایجاد کردم.»
اتاق خواب بردی در طبقه آخر بود. کوین در زیرزمین زندگی می کرد، جایی که مینی استیک ها و بازی های ویدیویی در آن بازی می شد.
بردی می گوید: «این یک نمایش گونگ بود. “منظورم این است که خیلی سرگرم کننده بود. بازی ایکس باکس بود، ما یک سری بازی هاکی و چیزهای زیادی تماشا کردیم تا ما را مشغول کنند.”
اما اگر “پسران بیلت” کیث بازی بدی را برای برنامه انجام دادند؟ پدر کوین میگوید، آن مکالمات سرگرمکننده تبدیل به «راستگویان» میشود.
در اولین سال حضورشان در زیر ۱۷ سال، آنها خیلی شکست میخوردند، زیرا از همه بچههای USHL جوانتر هستند، درست است؟ جیم هیوز می گوید. “و خدای ناکرده، اگر بردی و کوین در هیچ بازی خوب بازی نمی کردند، و کیت این را به شما می گفت، او فقط می گفت: “ND. ND. هر دوی شما ND هستید. بدون درفت. بدون درافت!”
او مانند پادشاهان به آنها غذا می داد، هر شب استیک و برنج درست می کرد، اما خدای ناکرده بازی را باختند. وقتی از اتوبوس به خانه برگشتند روی میز آشپزخانه منتظر آنها بود. کیت به طرز وحشیانه ای با کوین صادق بود، و من فکر می کنم این بهترین راه برای پیشرفت رو به جلو است.
جیم و الن در تمام زندگی خود در مورد هاکی بوده اند – جیم بازیکن سابق کالج پراویدنس، الن از تالار مشاهیر دانشگاه نیوهمپشایر. اما آنها به کیت، ستارهای که زمانی ستارهای بود، کمک میکردند که به بزرگترین پسر از سه پسرشان که در NHL بازی میکردند، کمک کند.
برای اینکه کوین این تجربه را با بردی و کیت داشته باشد، میدانی… چقدر خوش شانس بودیم؟ الن می گوید. “و آنها خیلی جوان بودند. آنها دو نوجوان ۱۵ ساله تیم بودند. آنها دیر تولد داشتند. و زمانی که با او سپری کردند غیرقابل اندازه گیری است. تأثیری که او روی کوین گذاشت باور نکردنی بود. و او همیشه حقیقت را می گفت.”
اساس کل تجربه زمانی ایجاد شد که کوین و بردی پیویی بودند و در بریک، مسابقاتی در ادمونتون، یکدیگر را ملاقات کردند. بردی برای شیکاگو جونیور بلک هاوکس و کوین برای هاکی تورنتو بازی می کرد. آنها این کار را انجام دادند، حتی بعد از مسابقات پیراهن های خود را تعویض کردند.
بردی تکاچوک و کوین هیوز در تورنمنت بریک در ادمونتون پیراهنهای خود را رد و بدل کردند. (عکس از کیت تکاچوک)
بردی میگوید: «سپس ما بزرگ شدیم و چند تورنمنت بهاری بازی کردیم، به آنجا نزدیک شدیم. “فکر می کنم آن شب اول یا دوم بازی با هم، من در خانه او می خوابیدم. ما همین الان بزرگ شدیم که به هم نزدیک شدیم. آن شب اول را به خاطر می آورم: کلی مینی استیک بازی کردیم، فقط با هم بودیم و سرگرم بودیم. از آنجا جدا نشدیم.”
یک دهه بعد، کوین هنوز برای راهنمایی با کیت تماس می گیرد و برادی و کوین در سن ۲۶ سالگی بهترین دوستان باقی می مانند.
بردی میگوید: «من همیشه با کوین در مورد هاکی صحبت میکنم، اما با او درباره زندگی هم صحبت میکنم.
با این حال، آنها مانند زوج عجیب و غریب هستند.
از نظر شخصیتی، برادی پر سر و صدا و پر سر و صدا است. شخصیت عمومی کوین، حداقل، ساکت و محجوب است.
بردی میگوید: «ما قطعاً شخصیتهای متفاوتی داریم، و فکر میکنم این چیزی است که آن را عالی میکند. “به گمان من، ما یکدیگر را متعادل می کنیم.”
و سپس تصویری از این دو با هم وجود دارد. بردی ۶ فوت و ۴، ۲۲۶ پوند است. کوین ۵-۱۰، ۱۸۰ است.
وقتی آنها در برنامه بودند، تفاوت اندازه تقریباً چندان مشخص نبود.
متیو میگوید: «فکر میکنم بردی هم وزن (مانند کوین) بود. دندههایش را میتوانستید ببینید، او خیلی لاغر بود. در واقع خیلی شبیه من بود. وقتی به تیم ایالات متحده رفتیم، هر دوی ما جهشهای رشد زیادی داشتیم. از طرف دیگر، کوین همانطور ماند.
الن میگوید: «ما همیشه به شوخی میگوییم، «به برادی چه غذای دادی که به کوین ندادی؟»
اندازه بردی به یک دارایی تبدیل شد زیرا او به یکی از بی امان ترین پاور فورواردهای NHL تبدیل شد. در همین حال، کوین به یکی از دست نیافتنی ترین و نیرومندترین مدافعان لیگ تبدیل شد.
بردی می گوید: “من واقعا فکر می کنم او بهترین مدافع NHL است.” او واقعاً یک بازی شکن است، و تماشای او بسیار خاص است، و او فقط شماره گیری می کند.
هر دو انتخاب آسان برای تیم المپیک ایالات متحده بودند و بودند در بین شش بازیکن اول در ماه ژوئن به این تیم معرفی شد.
و اکنون، مانند روزهای قدیم، آنها در اولین هفته خود در دهکده المپیک هیجانانگیز هستند – همانطور که متیو و برادر کوین، جک.
روی یخ، برادی اولین گل ایالات متحده در بازی های المپیک را در روز پنجشنبه به ثمر رساند و کوین دقایقی بعد یک گل را وارد دروازه کرد که برای مدت کوتاهی نتیجه را ۲-۰ کرد اما پس از بررسی آفساید آن را نفی کرد.
روی یخ، دو دسته از برادران با هم اتاق میشوند و تکاچوکها درست در آن سوی سالن از هیوزس.
متیو ۲۸ ساله دو سال از برادی و کوین بزرگتر است و زمانی که با پدرش زندگی می کردند برای OHL لندن بازی می کرد. دیل هانتر، مربی لندن، به ستارگان بزرگ زمان استراحت می داد و به معنای واقعی کلمه به متیو می گفت: “پنج روز دیگر برگرد.” بنابراین او اغلب ۲ ساعت و نیم رانندگی میکرد تا با پدرش، بردی و کوین، در آنچه که او «خانه معروف بیلت» میخواند، بگذرد.
متیو میگوید: «بسیار جالب بود که شاهد رشد دوستی آنها بودم. “فکر میکنم همیشه بودن پدرم در آنجا برای برادرم و کوین واقعاً خوب بود، و بعد داشتن همدیگر شگفتانگیز بود. و برای من خندهدار است، فکر کردن به چیزهای مزخرفی که در آن خانه میگذرد، سرگرمیها و خندهها و فقط رفاقت عالی که آنها به عنوان بهترین دوستان و همه چیز دارند.
و سپس برای اینکه ببینم الان کجا هستند – ستارههای Wild و Senators، یک زوج کاپیتان در NHL، اگرچه میدانم که کوین دیگر از آن زمان نیست. تجارت (از کاناک ونکوور تا وحشی در دسامبر). اما من به پدرم اعتبار زیادی میدهم، زیرا با آنها طوری رفتار میکرد که گویی از دو بچه به سوپراستارهای NHL تبدیل میشود.»
زمانی که هر دو پسر بیلت در دور اول درفت NHL 2018 به اوج رسیدند، لحظه ای غرورآفرین بود: بردی شماره ۴ به سناتورهای اتاوا و کوین شماره ۷ به کاناکز.
بردی تکاچوک، کیت تکاچوک و کوین هیوز با هم در درفت NHL 2018 عکس می گیرند. (عکس از الن هیوز)
کیت میگوید: «کوئین چیز واقعاً خاصی در بازی خود داشت و آن را در برنامه نشان داد. او فراز و نشیب هایی داشت، اما این برای یک بازیکن جوان در آن سطح معمولی است. اما شما فقط می توانید بگویید که او توانایی تهاجمی خاصی داشت که بازی را آسان می کرد، به خصوص با اسکیت و مغزش.
با این حال، گاهی اوقات او آنقدر باهوش نبود. مثل زمانی که از ناهاری که کیث برایش بسته بود خوشش نمی آمد و تصمیم گرفت آن را در حیاط بیندازد.
کیت کوین را با دست گرفت. این داستانی است که اغلب در خانواده بازگو می شود.
متیو به یاد می آورد: «او ناهار پسرها را درست می کرد تا به مدرسه بیاورند. “چیزهای ساده ای بود تا مطمئن شویم که پسرها آماده هستند که فقط روی مدرسه و هاکی تمرکز کنند. این بار، کوئین از طرفداران پر و پا قرصی نبود که آن روز بسته بندی کرده بود. دقیقاً نمی دانم چه چیزی بود، اما او آن را از پنجره به داخل حیاط جلویی آنها یا داخل یکی از بوته ها پرت کرد فقط به این دلیل که نمی خواست آن را به مدرسه بیاورد، او فقط چیزی را به مدرسه می خواست.
نمیدانم چرا آن را در سطل زباله نینداخت، زیرا پدرم ظروف را در حیاط پیدا کرد که هنوز داخل پلاستیک هستند. بنابراین به جای اینکه آنها را در چند روز آینده از دیبلا یا چیپوتل یا هر چیز دیگری که معمولاً میگرفتند و دوست داشتند، بیاندازد، کره بادامزمینی و ساندویچ ژلهای را به سمت آنها پرت میکرد. خاموش.”
و او آن را بر روی هر دو «پسران بیلت»، نه فقط کوین، برداشت.
کوین با لبخند میگوید: «بردی از دست من خیلی عصبانی بود، زیرا ناگهان ناهار خوبی هم نخورد، زیرا من از غذاهای باقیمانده خسته شدم. کیت کره بادامزمینی و ژله را له میکرد و در کیسههای زیپلک میاندازد و به سمت ما میچکید.»
سرانجام بردی از پدرش التماس کرد که کوین را ببخشد.
کیت میگوید: «بریدی در راه تمرین با من تماس گرفت و گفت: «کوئین واقعاً از این موضوع ناراحت است». “کوئین در آن سن باهوش ترین بچه نبود، به علاوه من بخشی از کارآگاه اینجا هستم. و اگر برادی از ناهاری که من بسته بودم خوشش نمی آمد، حداقل آنقدر زرنگ بود که از شر آن خلاص شد. اما کوین در نهایت گفت: “متاسفم که ناامیدت کردم، والت.” و راستش من واقعاً عصبانی نبودم. فقط داشتم باهاشون سر و کله میزدم اما من فقط میخواستم به آنها درسی بدهم: به من دروغ نگویید، و بچهها آن را خیلی خوب میدانید. تعداد زیادی از بچهها وجود ندارند که هفتهای دو یا سه بار به آنها غذا میریزند. اکثر بچه ها ناهار بسته بندی شده خودشان را می آورند.»
این یکی از درسهایی بود که کوین و بردی از کیت آموختند.
متیو میگوید: «واقعاً فکر میکنم پدرم نقش بزرگی در هر دوی آنها داشت و اعتماد به نفس و اخلاق کاری و تجربهای را که در واقع برای ساختن NHL لازم است، بلکه برای برداشتن گام بعدی و رهبر خوبی بودن و هم تیمی خوب بودن و خوب بودن با مربیان و همه چیز لازم است را القا کرد.
کوین میگوید: «درک کردن جک و من این شانس را داریم که با بردی و متیو طلا بگیریم، سخت است. “این برای هر دو خانواده ما خاص خواهد بود.”
والدین کوین نمی توانستند بیشتر از کیت و رفتار او با پسرشان قدردان باشند.
کیت میگوید: «این خوشحالی من بود. به همان اندازه که امیدوارم آنها از من یاد بگیرند، من از آنها چیزهای زیادی یاد گرفتم و ما خوشحال شدیم.
“این همه ورزش بود. ما عاشق تماشای هاکی با هم بودیم. ما دوست داشتیم در مورد هاکی صحبت کنیم. و کوین یک بچه عالی است. این احتمالاً اولین باری بود که او به خصوص از پدر و مادرش دور بود. بنابراین اساساً مدرسه کیت تکاچوک بود.”

