Warning: A non-numeric value encountered in /home/teenti/public_html/wp-content/themes/jannah/inc/custom-styles.php on line 1518
11 دنباله‌ جذاب از بازی‌ها که کسی انتظار ساخت آن‌ها را نداشت - تین و تیتر

آخرین اخبار

۱۱ دنباله‌ جذاب از بازی‌ها که کسی انتظار ساخت آن‌ها را نداشت

با افت کیفیتی که برخی از سری بازی‌های محبوب در سال‌های اخیر تجربه کرده‌اند، شاید ساخت دنباله‌ برایشان سیاست چندان منطقی‌ای نباشد. اما گاهی پیش می‌آید که توسعه دهندگان با پذیرش ریسک، تجربه‌های جذابی را به یک فرنچایز می‌افزایند.

برای مثال، گرچه برخی ناشران از ابتدا قصد نداشتند برای بازی‌هایی چون Assassin’s Creed یا Darksiders دنباله بسازند، اما محبوبیت آن‌ها در کنار توجیهات مالی باعث شد تا از تصمیم قبلی خود صرف‌نظر کنند. امروز می‌خواهیم از آثاری نام ببریم که تقریبا هیچکس منتظر ساخت ادامه آن‌ها نبود اما به طور شگفت‌انگیزی، طرفداران را راضی کردند و کیفیتی فراتر از تصورات ارائه دادند.

۱۱. Dying Light: The Beast

Dying Light the Beast
برای ۱۰ سال، بازیکنان و زامبی‌ها دلتنگ کایل کرین بودند!
  • پلتفرم‌ها: کامپیوترهای شخصی، پلی استیشن ۵ و ایکس باکس سری ایکس/اس

شاید حضور Dying Light: The Beast در این لیست، کمی متناقض به نظر برسد. به هر حال، پایان‌بندی داستان محتوای The Following از بازی نخست سری، به قدری باز و مبهم بود که تقریبا همه می‌دانستند بازگشت دوباره کایل کرین به دنیای زامبی‌زده این مجموعه قطعی است، اما سازندگان، آن‌قدر درباره آینده این شخصیت سکوت کردند تا طرفداران ناامید شدند.

در نهایت پس از یک دهه، The Beast به عنوان جدیدترین عنوان مجموعه عرضه شد تا فقط میزبان حضور نوستالژیک کایل نباشد. این اثر، متعادل‌ترین گان‌پلی، بهترین اتمسفر ممکن، روان‌ترین سیستم پارکور و ترسناک‌ترین شب‌ها را در خود جای داده است؛ جذابیت بالای موسیقی متن در کنار ارائه یک تجربه بقامحور و غوطه‌ورانه، نشان داد که تک‌لند برای بهبود همه‌جانبه فرمول سری در جدیدترین دنباله خود، سنگ تمام گذاشته‌ است.

۱۰. Sludge Life 2

Sludge Life 2
حتی وفادارترین طرفدار هم انتظار بازگشت این مجموعه را نداشت!
  • پلتفرم‌: کامپیوترهای شخصی

کسانی که عنوان نخست Sludge Life را تجربه کرده باشند، خوب می‌دانند که به همان اندازه که اتفاقات این بازی غیرقابل پیش‌بینی بودند، خبر ساخت Sludge Life 2 هم غیرمنتظره به نظر می‌رسید. توسعه این دنباله، گرچه ضروری نبود اما تجربه شگفت‌انگیزی را پیش روی بازیکنان قرار داد. این بازی علی‌رغم وسیع نبودن دنیای خود و نبود محتواهای فراوان برای تجربه، توانست تا همچون قبل، پیام‌های گزنده و انتقادی مهمی را در لایه‌های زیرین داستان خود به مخاطب انتقال دهد.

هر دو عنوان Sludge Life، به موضوعات اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی می‌پردازند و حرف‌های زیادی برای گفتن دارند. دنباله دوم مجموعه هم به طور خاص موفق می‌شود تا بازیکن را در دنیای سیاه و چرک خود، غرق نماید و همزمان، تجربه لذت‌بخشی ارائه دهد. البته که هیچ عقل سلیمی منتظر ساخت قسمت دوم فرنچایز نبود، اما اکنون که آن را در اختیار داریم، باید بابت حضور چنین گوهر باارزشی در دنیای بازی خوشحال باشیم و از سازندگان بابت نادیده گرفتن بی‌میلی طرفداران به انتشار دنباله جدید، تشکر کنیم!

۹. The Evil Within 2

the Evil Within 2
فقط بگذارید Tango Gameworks پخت‌و‌پز کند!
  • پلتفرم‌ها: کامپیوترهای شخصی، پلی استیشن ۴ و ایکس باکس وان

Tango Gameworks، یکی از استودیوهای کمتر قدر‌دانی شده دهه اخیر است و جای تعجب هم ندارد که The Evil Within از همین تیم، نتوانست سروصدای زیادی میان منتقدان و گیمرها به پا کند. اما ساخت یک دنباله از آن، جزو غافلگیرانه‌ترین اتفاقاتی بود که می‌توانست رقم بخورد. The Evil Within 2 تقریبا از هر لحاظ نسبت به بازی اول، پیشرفت کرد و به لطف توانایی قابل توجه توسعه دهندگان در گسترش جهان داستانی مجموعه، آن هم پس از پایان‌بندی مبهم بازی قبلی، قصه‌ای درگیرکننده از ادامه ماجراهای Sebastian Castellanos ارائه داده شد.

پیشرفت بخش‌های مربوط به کاوش در محیط، مبارزات، پازل‌ها، کارگردانی، صحنه‌های سینمایی و دیگر موارد در The Evil Within 2، امروز این اثر را تبدیل به یک عنوان باارزش کرده که می‌تواند شما را در سطح خوبی سرگرم کند. حتی می‌توان گفت اگر توسعه دهندگان و ناشر، دچار چالش با یکدیگر نمی‌شدند و مجوز ساخت دنباله سوم صادر می‌شد، امروز می‌توانستیم این آی‌پی جذاب را در نقطه اوج خود ببینیم و بیش از قبل، آن را تحسین کنیم.

۸. Ender Magnolia: Bloom in the Mist

Ender Magnolia Bloom in the Mist
جهانی غم‌زده در دنباله Ender Lilies
  • پلتفرم‌ها: کامپیوترهای شخصی، پلی استیشن ۴ و ۵، ایکس باکس وان و ایکس باکس سری ایکس/اس، نینتندو سوییچ

ابتدا این‌طور به نظر می‌رسید که Ender Lilies: Quietus of the Knights، صرفا قرار است یک عنوان نقش‌آفرینی معمولی دیگری باشد که در میان انبوهی از آثار مشابه، عرضه شده است. اما زیبایی‌ فوق‌العاده و تجربه باارزش آن، باعث دریافت تمجید‌های فراوان از سوی گیمر‌ها شد. البته جذابیت‌های Ender Lilies نمی‌توانست احتمال ساخت یک دنباله را تقویت کند و حتی آن‌چنان هم که باید، ضروری به نظر نمی‌رسید، ولی Ender Magnolia: Bloom in the Mist ساخته شد تا نشان دهد هزاران راه خلاقانه برای توسعه دنباله‌های جدید وجود دارد.

عنوان مذکور، تنها یک بهبود ساده محسوب نمی‌شد، بلکه از تمام استانداردهای لازم برای تبدیل شدن به یک دنباله بهره‌مند بود و در عین حال، خلاقیت زیادی از خود به نمایش گذاشت. شاید تاثیرگذاری آن به اندازه بازی اول نباشد، اما استودیو Binary Haze نشان داد می‌توان با یک زیبایی‌شناسی عمیق‌تر و چشم‌نوازتر، بار دیگر توجه طرفداران را به خود جلب نمود.

۷. Shinobi: Art of Vengeance

Shinobi Art of Vengeance
بازگشتی شکوهمندانه!
  • پلتفرم‌ها: کامپیوترهای شخصی، پلی استیشن ۴ و ۵، ایکس باکس وان و ایکس باکس سری ایکس/اس، نینتندو سوییچ

صحبت درباره مجموعه‌ای که انتشار آخرین بازی آن به سال‌ها پیش باز می‌گردد، بسیار سخت است. Shinobi را نه فقط رسانه‌ها که حتی طرفداران نیز فراموش کرده بودند، اما شرکت سگا و تیم Lizardcube توانستند بازگشتی جذاب برای آن رقم بزنند.

Shinobi: Art of Vengeance صرفا یک نسخه مدرن و عامه‌پسند از فرنچایز نیست، بلکه تجربه‌ای شگفتی‌آور محسوب می‌شود که در عین اهمیت به ریشه‌های سری، عناصر مهم ژانر دوبعدی سایداسکرولینگ را در یک ساختار مترویدوانیا ادغام می‌نماید. سبک هنری بی‌نظیر بازی که ادای احترامی به هویت بصری Shinobi است، حس نگاه به یک نقاشی را تداعی می‌کند، جایی که انگار شاهد حرکت آبرنگ روی مناظر هستیم و قرار است با هر ضربه قلمو به بوم نقاشی، دنیایی جذاب از رنگ‌ها را به وجود بیاوریم.

در مجموع، عرضه Shinobi: Art of Vengeance به عنوان یکی از بهترین آثار اکشن این نسل، اتفاقی غافلگیرکننده و خارج از انتظارات ما بود. برای گیمرهای قدیمی، این بازگشت‌های ناگهانی بسیار جذاب است و این امید را ایجاد می‌کند تا سایر ناشران نیز به چنین سیاستی برای بازگرداندن مجموعه‌های محبوب خود، روی بیاورند.

۶. The Talos Principle 2

the Talos Principle 2
بازی‌سازها و ایده‌های توقف ناپذیرشان!
  • پلتفرم‌ها: کامپیوترهای شخصی، پلی استیشن ۵ و ایکس باکس سری ایکس/اس

شاید ترکیب پازل و فلسفه، برای برخی از شما آشنا به نظر برسد، اما به جرئت می‌توان گفت که کمتر مجموعه‌ای مانند The Talos Principle توانست به یک ترکیب برجسته و خاص از این دو عنصر جالب دست یابد. در سطح اینترنت، برخی‌ها درباره دنباله The Talos Principle خیال‌پردازی می‌کردند و از ایده‌های احتمالی سازندگان برای ادامه سری می‌گفتند، اما هیچ‌کس نمی‌توانست پیشرفت شگرفی که در The Talos Principle 2 دیدیم را پیش‌بینی کند. به همین خاطر است که بازی مورد بحث ما، به جمع بهترین دنباله‌های نام‌‌گذاری‌شده با عدد ۲ می‌پیوندد.

The Talos Principle 2 در عین حفظ هویتی که با بازی اول شکل گرفته بود، توانست تا ارتقای عظیمی را در تمامی جنبه‌ها نسبت به عنوان قبلی اعمال نماید و ظرافت بیشتری در طراحی پازل‌های خود به کار بگیرد. عنوان مذکور برای بیشتر دیده شدن، تنها به یک یار کمکی نیاز دارد و آن هم «زمان» است. شاید زمان کمک کند تا این فرنچایز پازل‌محور فلسفی، به محبوبیت بیشتری میان گیمرها دست یابد.

۵. Senua’s Saga: Hellblade 2

Senuas Saga Hellblade 2
عمق افکار و دردهای سنوآ، تمامی ندارند
  • پلتفرم‌ها: کامپیوترهای شخصی، پلی استیشن ۵ و ایکس باکس سری ایکس/اس

علی‌رغم محبوبیت Hellblade: Senua’s Sacrifice به عنوان یک بازی باکیفیت در مقیاس AA، قصه سنوآ و رنج‌های ذهنی او، چنان خاص و غیرمعمول بود که دیگر نیازی به توسعه یک دنباله برای آن حس نمی‌شد. با این حال، استودیو نینجا تئوری تصمیم گرفت تا دوباره، ایده کاوش در ذهن سنوآ را روی میز بگذارد و این‌بار، مخاطب را همراه با خود به عمق دردها و مصائب انسانی ببرد.

چنین تلاشی باعث شد تا شاهد تولد یکی از شگفتی‌های صوتی و تصویری در دنیای بازی‌های ویدیویی باشیم. کیفیت صداگذاری، گرافیک و بخش روایی بازی، چنان بالا بود که طراحی ضعیف پازل‌ها، مبارزات پیش‌ پاافتاده و محدودیت‌های موجود در گیم‌پلی چندان دیده نشدند. Senua’s Saga: Hellblade 2 درست در میان انبوهی از عناوین چند ده‌ساعته منتشر شد تا ضمن پیروی از ساختار عناوین داستانی کوتاه و سینمایی، هویت خود را شکل دهد.

البته که Hellblade 2 نمی‌تواند به اندازه عنوان نخست تجربه‌ای منحصر به فرد ارائه دهد، اما به قدری روی عناصر صوتی و بصری خود مانور داده که بتواند مخاطب را مسحور خود نماید.

۴. Dark Souls 2

Dark Souls 2
چه کسی می‌توانست ساخت Dark Souls 2 را پیش‌بینی کند؟!
  • پلتفرم‌ها: کامپیوترهای شخصی، پلی استیشن ۳ و ۴، ایکس باکس ۳۶۰ و ایکس باکس وان

احتمالا همه گیمرها به خاطر ندارند که Dark Souls 2 در زمان عرضه، با حجم بالایی از بی‌توجهی از سوی گیمر‌ها و حتی انتقاد طرفداران Dark Souls 1 مواجه شد و در واقع پس از گذشت چند سال، توانست به جایگاه واقعی خود برسد. ساخت بازی دوم این مجموعه از جایی شروع شد که میازاکی نمی‌خواست جهان Dark Souls را توسعه بدهد و تنها برای ساخت یک Dark Souls برنامه‌ریزی کرده بود، اما فرام‌سافتور تصمیم داشت تا بدون حضور او، ساخت دنباله جدید را کلید بزند.

Dark Souls 2 تنها یک دنباله ساده نبود، بلکه به دلیل عرضه غیرمنتظره‌اش و همچنین ماهیت الهام‌بخشی که برای سایر عناوین فرام‌سافتور از جمله Elden Ring داشت، توانست تا به یک پروژه تعیین‌کننده در تاریخ استودیو تبدیل شود. شاید در مقایسه میان اسکلت‌بندی کلی این اثر و Dark Souls 1 تفاوت آن‌چنانی وجود نداشته باشد، اما طراحی باس‌فایت‌های تازه، مناطق جدید و سیستم‌هایی در این دنباله وجود داشتند، تمایز خوبی میان تجربه بازیکنان از دو عنوان Dark Souls 1 و ۲ ایجاد کرده‌ بودند.

تمام موارد گفته شده به این حقیقت ختم می‌شوند که DS2، اکنون به عنوان یک پروژه آموزنده برای توسعه دهندگان فرام‌سافتور و یک تجربه دلچسب برای جامعه طرفداری شناخته می‌شود.

۳. NieR: Automata

Nier Automata
ساخت یک دنباله‌، بدون نیاز به درخواست طرفداران!
  • پلتفرم‌ها: کامپیوترهای شخصی، پلی استیشن ۴، ایکس باکس وان و نینتندو سوییچ

با عرضه نخستین بازی NieR در سال ۲۰۱۰، این عنوان نه مورد توجه منتقدان قرار گرفت و نه حمایت خاصی از سوی بازیکنان دریافت کرد. با وجود اینکه کسی منتظر توسعه یک دنباله برای ساخته Yoko Taro نبود، اما گذر زمان باعث شد تا محبوبیت NieR: Automata، به بیشتر دیده شدن NieR هم کمک کند. به علاوه، با حضور استودیو پلاتینیوم گیمز در روند ساخت Automata، توانستیم تا یکی از بهترین تجربه‌های هک‌اند‌اسلش تاریخ را دریافت کنیم، به گونه‌ای که بخش اکشن NieR جدید نسبت به قبل، چندین پله ارتقا پیدا کرده بود.

البته که داستان فلسفی و خشونت‌بار 9S و 2B نیز نقش مهمی در شهرت فوق‌العاده این دنباله داشت، اما می‌توان تصور کرد که NieR: Automata، از «هیچ» زاده شد تا به لطف یک بازآفرینی کامل از آن‌چه که در عنوان نخست این آی‌پی دیده بودیم، توجه ما را جلب کند. NieR: Automata برای متولد شدن، نیازی به درخواست بازیکنان نداشت و همواره مدیون هویت فوق‌العاده خودش بوده و خواهد بود.

۲. God of War 2018

God of War
تغییری به وسعت یک نسل!
  • پلتفرم‌ها: کامپیوترهای شخصی و پلی استیشن ۴

هر وقت صحبت از ابداع و توسعه فرمول‌های جدید می‌شود، بی‌شک نام سانتا مونیکا به ذهن گیمرها خطور می‌کند. ادعای بزرگی است، اما هر استودیویی نمی‌تواند در این زمینه موفق باشد. در واقع، جسارت تیم برای عبور از اسطوره‌شناسی یونان باستان و تغییر فاز گیم‌پلی از هک‌اند‌اسلش به اکشن نقش‌آفرینی و ماجراجویی، باعث شد تا بیش از قبل، به توانایی‌های اعضای سانتا مونیکا ایمان بیاوریم.

احتمالا حضور God of War 2018 در این لیست چندان درست نباشد، چرا که هم الگوی توسعه دهندگان در ساخت آن، بیشتر به رویکرد ریبوت نزدیک بود تا دنباله. در میان طرفداران نیز کسانی بودند که پس از شکست Ascension و پایان قصه کریتوس با دنباله سوم، انتظار روایت داستان‌های بیشتری را از این کاراکتر داشتند، بماند که برخی از هواداران هم توسعه یک دنباله استاندارد را به ریبوت ترجیح می‌دادند. با این حال، اعتماد به نفس سانتا مونیکا در ورود به یک مسیر جدید و همراه ساختن بخش قابل توجهی از جامعه طرفداری با خود، نشان داد که God of War 2018، می‌تواند یک ورودی امیدوارکننده برای مجموعه محسوب شود.

۱. The Darkness II

the Darkness Ii
مالیخولیای جکی، تمامی نداشت!
  • پلتفرم‌ها: کامپیوترهای شخصی، پلی استیشن ۳، ایکس باکس ۳۶۰ و ایکس باکس وان

با پایان داستان انتقام‌محور جکی استاکادو (Jackie Estacado) در ۱ The Darkness، به نظر می‌رسید دیگر جایی برای روایت یک قصه جدید از این کاراکتر وجود ندارد. با توجه به عرضه انحصاری بازی برای ایکس باکس ۳۶۰ و عدم برخورداری آن از یک گیم‌پلی پولیش‌شده و مارکتینگ قوی، هم طرفداران و هم رسانه‌ها، این اثر را در میان انبوهی از آثار نسل هفتمی به دست فراموشی سپردند. با این حال، شرکت Top Cow که صاحب امتیاز سری کامیک‌های The Darkness بود، در سال ۲۰۱۲ تایید کرد که دنباله دوم این مجموعه در راه انتشار است.

استودیو Digital Extremes نیز برای توسعه پروژه، جانشین Starbreeze شد و با یک بازنگری در گیم‌پلی عنوان نخست، تصمیم گرفت تا تمرکز بازیکن را به نبردهای نزدیک معطوف کند. ارائه یک گان‌پلی روان و لذت‌بخش همراه با بازوهای تاریکی که در کنار یکدیگر، سیستم مبارزه Quad-wielding (چهارسلاحه) را شکل می‌دادند، باعث شدند تا یک تجربه سراسر آشوب و خشونت به طرفداران ارائه شود. گرافیک بازی برای نزدیکی بیشتر به فضای هنری کامیک اصلی، از طراحی جذاب سل‌شید برخوردار بود و قصه هذیان‌های جکی نیز همراه با یک پایان‌بندی عجیب و دیوانه‌وار، به اوج خود رسید. در مجموع، The Darkness 2 توانست تا از پیشرفتی همه‌جانبه نسبت به قبل برخوردار باشد.

اکنون که شرکت 2K در حال احیای مجموعه‌های خاص‌پسندی چون Bioshock و Mafia است، امیدواریم روزی به دنباله سوم The Darkness هم چراغ سبز نشان داده شود تا ضمن تجربه یک گیم‌پلی خشن و خونین در نسل جدید کنسول‌ها، سرنوشت جکی نگون‌بخت را پس از سقوط به جهنم، دنبال کنیم.

منبع | گیمفا

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا