
پایانِ باز یک جنگ محتمل | گورستان آمریکایی | گزینههای ایران در صورت حمله آمریکا چیست؟
به گزارش خبر فوری به نقل از المونیتور، آمریکا در هفتههای اخیر حضور نظامی خود در خاورمیانه را بهطور قابلتوجهی تقویت کرده و تجهیزات دریایی، هوایی و دفاعی را به منطقه اعزام کرده است. دونالد ترامپ در روزهای اخیر گفته است : «ما تعداد زیادی کشتی را به آن سمت میفرستیم، فقط برای احتیاط. ترجیح میدهم هیچ اتفاقی نیفتد، اما ما آنها را خیلی نزدیک زیر نظر داریم»
آنطور که المونیتور نوشته یک گروه ضربتی ناو هواپیمابر به همراه ناوشکنهای موشکانداز و همچنین اسکادرانهای جنگنده، هواپیماهای سوخترسان و ترابری در منطقه در حال حرکت هستند. سامانههای دفاع موشکی پاتریوت و تاد نیز گزارش شده که برای محافظت از نیروهای آمریکایی و پایگاههای متحدین مستقر میشوند.
خلاصه این گزارش را در ویدئوی زیر ببینید:
این افزایش حضور نظامی در حالی رخ میدهد که مقامات ایرانی هشدارهای روزافزون و صریحتری صادر میکنند. فرمانده نیروی هوافضای سپاه پاسداران، سرتیپدوم مجید موسوی، در مصاحبهای با تلویزیون ایران گفت: « ترامپ زیاد حرف میزند، اما ما به او اطمینان میدهیم که پاسخ را در میدان نبرد خواهد دید»
بیشتر بخوانید:
اردن و امارات از حمله به ایران حمایت میکنند!
با توجه به لحن سخنان ایران از زمان تهدیدهای ترامپ، به نظر میرسد ایران به دنبال بازدارندگی از حمله احتمالی است، اما همزمان آمادگی خود را برای تشدید در صورت جواب ندادن بازدارندگی نشان داده است.
فشار در دریا
واکنش محتمل ایران به حمله آمریکا شبیه یک جنگ متعارف بین دو کشور نخواهد بود. استراتژی تهران سالهاست بر عدم تقارن، قابلیت انکار و تشدید تدریجی استوار است؛ مدلی طراحیشده برای افزایش هزینهها برای دشمنان، در حالی که از یک رویارویی قاطع اجتناب میکند.
یکی از منابع اهرمی ایران که اغلب ذکر میشود، تنگه هرمز است؛ گذرگاهی باریک که سهم قابلتوجهی از عرضه نفت جهان از آن عبور میکند. ایران احتمالاً تلاش نخواهد کرد که تنگه را بهطور کامل و پایدار ببندد، زیرا چنین اقدامی تقریباً قطعی است که واکنش شدید بینالمللی را بهدنبال داشته باشد، اما این کشور توانایی ایجاد اختلالهای موقتی در حملونقل را دارد. مینهای دریایی، قایقهای تندرو، پهپادها و حملات موشکی میتواند هزینه بیمه را بالا ببرد، بازارها را متزلزل کند و نشان دهد ایران میتواند جریان انرژی جهانی را تهدید کند بدون اینکه خط قرمز را بهطور برگشتناپذیر رد کند.
این اقدامات بهصورت سنجیده و نه حداکثری انجام میشوند. تهران میداند که خفه کردن کامل هرمز نه تنها غرب را علیه خود میکند، بلکه چین و دیگر کشورهایی را هم که به آنها بهصورت دیپلماتیک و اقتصادی وابسته است، از دست میدهد. بنابراین اختلال، نه تعطیلی کامل، ابزار محتملتر است.
نیروهای مقاومت هنوز زندهاند
فراتر از فشار دریایی، ایران تقریباً مطمئناً شبکه متحدان و گروههای مقاومت منطقهای خود را فعال خواهد کرد. اگرچه این نیروها در نتیجه جنگ اسرائیل و حماس تضعیف شدهاند، اما هنوز برای تهران عمق استراتژیک و انعطافپذیری فراهم میکنند تا حملاتی علیه منافع آمریکا و متحدانش انجام دهند و در عین حال حدی از قابلیت انکار را حفظ کنند.
از میان این گروهها، نیروهای عراقی احتمالاً از نخستین بازیگران ماجرا خواهند بود. حمله به پایگاههای آمریکا در منطقه نسبت به حمله به اسرائیل یا کشورهای خلیج فارس، ریسک تشدید کمتری دارد و این گروهها در دورههای تنش قبلی نشان دادهاند که آماده هدف قرار دادن نیروهای آمریکایی با راکت و پهپاد هستند. در فاصلهای دورتر، جنبش یمن نیز میتواند با هدف قرار دادن کشتیها یا زیرساختهای منطقهای فشار را افزایش دهد و مسیرهای حیاتی تجارت را تحت تأثیر قرار دهد.
عملیات سایبری که از پیش جزو ابزارهای ایران است، تقریباً قطعا تشدید خواهد شد البته با هدف ایجاد اختلال نه نابودی کامل.
پایانِ باز یک جنگ محتمل
ایران اپوزیسیون منسجمی ندارد که آماده باشد. چهرههای تبعیدی تقسیم شدهاند و مخالفت داخلی پراکنده است. حتی یک بحران ناگهانی هم تضمینی برای انتقال سریع یا نرم قدرت نخواهد بود.
از دید واشنگتن، این واقعیتها یک چالش مرکزی را نشان میدهد: فقدان «هدف نهایی» روشن و قابلدستیابی. آمریکا ظرفیت نظامی قابلتوجهی دارد و میتواند به داراییهای نظامی و زیرساختهای ایران آسیب جدی وارد کند. اما تبدیل فشار نظامی به تغییر نظام بسیار دشوارتر است و احتمالاً مستلزم دخالت طولانیمدت در یک درگیری نامطمئن خواهد بود.
متحدان منطقهای نیز این خطر را به خوبی میدانند. کشورهای خلیج فارس، با وجود کدورتهای قدیمی، از جنگ آشکار در نزدیکی مرزهای خود هراس دارند.
منبع | خبرفوری


