«هنر» باید «پول» خودش را درآورد
سینماپرس: «ایوب آقاخانی» با بیان این مطلب که با این حال همچنان معتقدم راه درمان بسته نیست؛ اظهار داشت: بهگمان من، بازنگری جدی در تفکر حاکم بر حوزههای فرهنگی حتی در نهادهایی مانند کمیسیون فرهنگی مجلس یک ضرورت است. مسئله این است که تئاتر هنوز در اولویت نیست؛ من نمیگویم باید اولویت اول باشد، اما بیتردید جایگاهی که اکنون در آن ایستاده، جای درستش نیست و باید چند پله بالاتر بیاید. این تغییر فقط زمانی ممکن است که در رئوس تصمیمگیری رخ بدهد.
«ایوب آقاخانی» نمایشنامهنویس، کارگردان و بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون در گفت و گو با خبرنگار سینماپرس در مورد چهل و چهارمین دوره جشنواره تئاتر فجر که ماه آینده برگزار خواهد شد اظهار داشت: اگرچه آرزوی قلبیام این است که جشنواره چهلوچهارم بتواند بهدرستی به وظایف و مسئولیتهای تعریفشدهاش عمل کند و به نفع ساختار تئاتر کشور تمام شود، اما واقعیت این است که چندان خوشبین نیستم.
وی افزود: این بدبینی نه از سر بدخواهی، بلکه حاصل تجربه و مشاهده است. فرصتهای مهمی از دست رفته، زمان بهشدت فشرده است و امکانات نیز با آنچه برای برگزاری شایسته چنین رویدادی لازم است، همخوانی ندارد. انتشار فراخوان در پاییز، بهنظر من اولین ضربه جدی به جشنواره بود؛ چراکه عملاً زمان استاندارد و حرفهای برای تولید و آمادهسازی آثار از همان ابتدا از میان رفت و باقی مسائل در مرتبههای بعدی قرار میگیرند.
آقاخانی با بیان این مطلب که درباره مقصر این وضعیت، ترجیح میدهم وارد نامبردن نشوم؛ تصریح نمود: رصد دقیق مسئولیتها در چنین ساختاری کار سادهای نیست، اما روشن است که در دورههای پیشین، تعللهایی احتمالاً ناخواسته رخ داده که نتیجهاش به وضعیت امروز منتهی شده است. امیدوارم این نقصها به پیکره کلی جشنواره آسیبی جدی و جبرانناپذیر وارد نکند.
او ادامه داد: نکتهای که برای من بسیار مهم است، جایگاه جشنواره فجر برای تئاتر شهرستانهاست. بسیاری از هنرمندان و فعالان تئاتری در شهرهای مختلف کشور، تمام امید و امکان دیدهشدنشان به همین جشنواره گره خورده است. در واقع، برای بخش بزرگی از آنها، تئاتر از جشنواره استانی شروع میشود و به فجر ختم. این خود نشانه نقصی ساختاری در مدیریت تئاتر کشور است، چون مسیرهای تنفس و عرضه دیگری برای آنها تعریف نشده؛ اما در شرایط فعلی، نمیتوان اهمیت فجر را برای این بدنه نادیده گرفت.
مدیر بخش نمایشنامهنویسی «چهل و سومین جشنواره بینالمللی تئاتر» در مورد جایگاه جهانی جشنواره تئاتر فجر بیان کرد: در سفرهایی که طی دو سه دهه گذشته به کشورهای مختلف، بهویژه در اروپا، داشتهام، بهوضوح دیدهام که جشنواره تئاتر فجر در ذهن بسیاری از هنرمندان و ناظران خارجی، رویدادی شناختهشده و قابل توجه است. شاید بتوان درباره درستی یا نادرستی این تصویر بحث کرد، اما اصل وجود این نگاه یک سرمایه است؛ سرمایهای که اگر با سوءمدیریت از دست برود، عملاً داریم به خودمان آسیب میزنیم.
آقاخانی تصریح نمود: واقعیت این است که جشنواره امسال از همان ابتدا به شکلی آغاز شد که گویی متهم و محکوم است به برگزاریای نهچندان شایسته. با این حال، چارهای جز تلاش حداکثری نداریم. جشنواره فجر مهمترین، فراگیرترین و پرجلوهترین ویترین تئاتر کشور است و باید برگزار شود. آرزوی ما چیزی جز برگزاری درخشان و ثمربخش آن نیست، هرچند واقعبینی حکم میکند نسبت به شرایط موجود، خوشبینی مطلق نداشته باشیم.
این هنرمند شناخته شده عرصه تئاتر با انتقاد از مدیران هنرهای نمایشی در تحمیل این افول بر جشنواره فجر و به طور کلی تئاتر کشور بیان کرد: بهنظر من ریشه مسئله را نباید صرفاً در سرمایهسالاری یا منطق اقتصادی حاکم بر تئاتر جستوجو کرد. ضعف جشنواره بیش از هر چیز حاصل سوءمدیریت و فقدان یک دیدگاه سنجیده و پایدار نسبت به جایگاه تئاتر و سینما در سطوح و هستههای تصمیمگیرنده است. من معتقدم جشنواره تئاتر فجر میتواند و باید مستقلتر از این معلولها بایستد و تعریف هویتیِ روشنی برای خودش داشته باشد؛ بهویژه آنکه با یک سازوکار دولتی اداره میشود و نباید تا این حد به بهانههای سرمایهمحور آسیبپذیر باشد، هرچند در عمل چنین میشود.
وی افزود: دلیل این آسیبپذیری هم روشن است ما هر سال ناچاریم از نو برای مدیران و مسئولان توضیح بدهیم که تئاتر مهم است، جشنواره فجر مهم است، تئاتر یک ضرورت اجتماعی است و سینما نیز همینطور. وقتی هر بار باید بدیهیات را جا انداخت، نتیجهاش چیزی جز فرسایش مکرر و مستمر نیست؛ فرسایشی که بهتدریج مسیر را از ریل خارج میکند و ما را به وضعیتی میرساند که چشماندازها شایستهاند، اما واقعیتها نازل.
آقاخانی با بیان این مطلب که با این حال همچنان معتقدم راه درمان بسته نیست؛ اظهار داشت: بهگمان من، بازنگری جدی در تفکر حاکم بر حوزههای فرهنگی حتی در نهادهایی مانند کمیسیون فرهنگی مجلس یک ضرورت است. مسئله این است که تئاتر هنوز در اولویت نیست؛ من نمیگویم باید اولویت اول باشد، اما بیتردید جایگاهی که اکنون در آن ایستاده، جای درستش نیست و باید چند پله بالاتر بیاید. این تغییر فقط زمانی ممکن است که در رئوس تصمیمگیری رخ بدهد.
وی افزود: اینکه بیشترین واکنشها به تئاتر در حد تشویق و تحسین لفظی باقی میماند، خود نشانهای از بحران است؛ نشانهای از اینکه تئاتر عملاً به امری دستچندم تقلیل داده شده. جملههایی مثل «الان وقت این چیزها نیست» دقیقاً همان نقطهای است که بحران از آنجا آغاز میشود. اولین جایی که باید اصلاح شود، ذهن کسی است که در رأس تصمیمگیری فرهنگی نشسته؛ فرقی هم نمیکند وزیر باشد، معاون باشد یا مدیر. وقتی آن ذهنیت تغییر کند، بسیاری از اصلاحات دیگر بهطور طبیعی اتفاق میافتد: بودجه اصلاح میشود، نحوه هزینهکرد تغییر میکند و دیگر نیازی به اینهمه اصرار و یادآوری از سوی امثال ما نخواهد بود. همه این بایدها را خودشان هم میدانند؛ مسئله این است که هنوز به باور تبدیل نشده است.
او ادامه داد: تا زمانی که این تغییر ذهنی رخ ندهد، وضعیت تئاتر قائم به فرد میشود. یعنی اگر یک مدیر دلسوز با انرژی و تعهد شخصی سر کار بیاید، با تلاش مضاعف، متقاعد کردن آدمها و دویدنهای مداوم، تئاتر تکانی میخورد. اما اگر چنین فردی نباشد، تئاتر نهتنها پیش نمیرود، بلکه عقبگرد هم میکند. این وابستگی به فرد، نشانهای است از اینکه ساختار از بالا اصلاح نشده و همهچیز به سلیقه، تعهد یا جهانبینی یک نفر گره خورده است.
«ایوب آقاخانی» در پایان این گفت و گو خاطرنشان ساخت: من این حرفها را نه از سر سلیقه شخصی، بلکه بر پایه بیش از سی سال حضور مداوم در دل تئاتر میگویم؛ چه در اجرا، چه در آفرینش هنری، چه در آموزش و چه در سیاستگذاری. با قاطعیت میگویم که این تحلیلها بیش از آنکه سلیقهای باشند، به واقعیت نزدیکاند. امیدوارم این واقعیتها شنیده شوند، خوانده شوند و از سطح حرف و تحلیل، به مرحله عمل برسند.




