
همسویی با شبکه معارض جمهوری اسلامی در یارگیری از «سربازان وطن»؛ همراه با نمایش چهرهای ناصواب از «پلیس»!
سینماپرس: فیلم سینمایی «اسکورت» عنوان اثری در گونه «سینمای استراتژیک» و منتهی در راستای هدفگذاریهای مدنظر «شبکه نفوذ فرهنگی» برای استفاده از ظرفیت تولیدات سینمایی کشور است.
محمدرضا مهدویپور/ فیلم سینمایی «اسکورت» عنوان اثری در گونه «سینمای استراتژیک» و منتهی در راستای هدفگذاریهای مدنظر «شبکه نفوذ فرهنگی» برای استفاده از ظرفیت تولیدات سینمایی کشور است. اثری که در مختصات «سینمای سیاه اجتماعی» خود در «ژانر فلاکت» باقی نمیماند و به صورتی نمادین به سراغ ایجاد یاس و تصویرسازی از ناکارآمدی «حاکمیت» در اداره امور ابتدایی جامعه میرود و در ادامه ضمن آموزش شگردهای شورش بر علیه حاکمیت و در یک خط داستانی کاملا نخنما به تولید روایتی می کند که اثرش ترغیب و همداستان نمودن و همنوا ساختن طیف «سربازان» با «فتنه گران» خواهد شد. روایتی که حالا چند سالی است که به اصلیترین کار ویژه شبکه رسانهای معاندان و معارضان با «نظام جمهوری اسلامی» مبدل شده و معطوف بر یارگیری از بدنه نظام به هر روش ممکن است. و در همین چارچوب است که متاسفانه روایت «اسکوت» راه برونرفت را نه در اصلاح سازوکارهای مدنی، بلکه در شکاف درونی همان ساختار امنیتی جستوجو میکند. «اسکورت» نیروهای درون سیستم را به عنوان تنها عامل توقف چرخه خشونت معرفی میکند و از آنها چهرهای میسازد که میان وفاداری سازمانی و مسئولیت اخلاقی گرفتارند. این دوگانهسازی، هسته ایدئولوژیک فیلم را از یک سو بر تقابل یک سیستم با خود و از سوی دیگر تلاش برای مشروعیتبخشی به شورش از مسیر قهرمانسازی از نیروهایی که در مرز میان نظم رسمی و اعتراض ایستادهاند شکل میدهد.
|
|
فیلم سینمایی «اسکورت» در بازنمایی بحرانهای اجتماعی، تفاوت میان «حکومت» و «حاکمیت» را کاملاً نادیده گرفته و بدون اشاره به این واقعیت که مشکلات معیشتی امروز جامعه نتیجه مستقیم تصمیمات دولتها و انتخابهای مردم است، تلاش میکند کلیت «حاکمیت» را نشانه رفته و جامعه ایرانی را به گونهای در حال عزاداری و داغداری فرزندان کشته شده به سبب همین ناکارآمدی نشان دهد. از این منظر است که «اسکورت» بیش از هر چیز به دنبال ارایه تصویری نمادین از جامعهای که در روایت فیلم در آستانه فروپاشی از درون قرار گرفته و این فروپاشی زیر سایه یک فضای امنیتی سنگین پنهان مانده است و در این میان «اسکورت» با ترسیم جامعهای کاملاً پلیسی، این گزاره را القا میکند که سازوکار رسمی امنیت نه تنها کارکرد حفاظتی خود را از دست داده، بلکه به عاملی برای تشدید بحران بدل شده است! و چنین بازنماییای، ستون فقرات درام را میسازد و مخاطبان اثر را در برابر تصویری قرار میدهد که در آن خشونت ساختاری به عنوان امری روزمره عادیسازی میشود.

چرایی اصرار «اسکورت» برای اینکه به جای ارائه یک نقد اجتماعی چندلایه، با سادهسازی تعارضها، تصویری قطبی و تنشمحور میسازد که بیش از آنکه به فهم پیچیدگی واقعیت کمک کند، بر احساس فروپاشی و بیاعتمادی نسبت به ساختار «پلیس» دامن میزند، اگر چه موضوع مبهمی است؛ اما موضوع قابل تامل در این مسیر همراهی و همکاری «معاونتهای رسمی نیروی انتظامی» برای تولید چنین اثر مخدوشی است! اقدامی که نه تنها اعتبار این نهاد را زیر سؤال میبرد، بلکه به تقویت روایتهای یکجانبه و مغشوش از وقایع اخیر کمک میکند. پس اگر چه دغدغههای معیشتی امروز جامعه امری جدی است؛ اما باید توجه داشت که «اسکورت» رسما به دنبال پاککردن مرز میان اغتشاش و اعتراض است و به صورتی کاملا نمادین با لیدری زنی شبه چریک، به توجیه عملکرد اغتشاشگران در طی فتنه میپردازد و استفاده ایشان از صلاح و تجهیز به دودزا و … را برای فرار از چنگال حاکمیت موجه میسازد. اقداماتی که موجب کشته شدن بیگناهان و داغدار شدن جامعه میشود و حالا «اسکورت» برای فرونشاندن عذاب وجدان جنایتکاران و دست داشتن در خون و قتل و … اقدام به بازتولید روایتی مجعول مینماید. روایتی که در نهایت وجههای آدمکش از نیروی انتظامی و پلیس کشور به نمایش میگذارد.

شایان ذکر است که فیلم سینمایی «اسکورت» به کارگردانی «یوسف حاتمیکیا» و تهیهکنندگی «محمدرضا منصوری» سومین و آخرین اثری بود که در روز دوشنبه ۱۲ بهمن، به عنوان سوین روز از برگزاری «چهل و سومین جشنواره ملی فیلم فجر» به نمایش گذاشته شد. اثری به نویسندگی خود «یوسف حاتمیکیا» که در «بخش مسابقه سینمای ایران» حضور یافته و «امیر جدیدی» و «هدی زینالعابدین» در کنار افشین هاشمی، رضا کیانیان، مهدی زمین پرداز و هادی شیخ الاسلامی ترکیب اصلی بازیگران آن را تشکیل میدهند.





