Warning: A non-numeric value encountered in /home/teenti/public_html/wp-content/themes/jannah/inc/custom-styles.php on line 1518
مایکل پولن هوش مصنوعی و هوشیاری را در «یک جهان ظاهر می‌شود» کاوش می‌کند: NPR - تین و تیتر

دسته‌بندی نشده

مایکل پولن هوش مصنوعی و هوشیاری را در «یک جهان ظاهر می‌شود» کاوش می‌کند: NPR


مایکل پولن نویسنده کتاب جهانی ظاهر می شود: سفری به آگاهی است.

مایکل پولان نویسنده یک جهان ظاهر می شود: سفری به آگاهی.

کریستوفر میشل/ خانه تصادفی پنگوئن


مخفی کردن عنوان

تغییر عنوان

کریستوفر میشل/ خانه تصادفی پنگوئن

آگاهی چیست؟

بعد از نوشتن یک کتاب در مورد اینکه چگونه استفاده از داروهای روانگردان در یک محیط درمانی می تواند آگاهی شما را تغییر دهد، این سوالی است که مایکل پولن، روزنامه نگار، در تلاش برای پاسخ به آن است.

او می‌گوید: “هیچ‌یک از ما با اطمینان بیشتر از این واقعیت که هوشیار هستیم، نمی‌دانیم. فوراً در دسترس ماست. این صدایی است که در ذهن ماست.” با این حال، پولان اضافه می کند: “چگونه سه پوند از این ماده توفو مانند بین گوش های شما تجربه ذهنی ایجاد می کند؟ هیچ کس پاسخ این سوال را نمی داند.”

کتاب جدید او، یک جهان ظاهر می شود: سفری به آگاهی، آگاهی را هم در سطح شخصی و هم در سطح فناوری بررسی می کند. پولان، که در نزدیکی دره سیلیکون زندگی می کند، می گوید برخی معتقدند که هوش مصنوعی قادر به آگاهی است.

او می‌گوید: «آنها این را بر این فرض می‌گذارند که اساساً مغز یک رایانه است و آگاهی یک نرم‌افزار است». و اگر بتوانید آن را روی مغز اجرا کنید، که اساساً از نظر آنها یک “کامپیوتر مبتنی بر گوشت” است، باید بتوانید آن را بر روی انواع دیگر ماشین ها اجرا کنید.”

پولان با این ارزیابی مخالف است. او تصدیق می کند که رایانه ها می توانند فکر را شبیه سازی کنند – اما او اضافه می کند که “اندیشه واقعی” بر اساس احساس استوار است.

او می‌گوید: «اگر به آن فکر کنید، احساسات شما به آسیب‌پذیری‌تان، داشتن بدنی که می‌تواند آسیب‌دیده باشد، به توانایی رنج کشیدن و شاید مرگ‌پذیری شما مرتبط است.» “بنابراین من فکر می کنم که هر احساسی که یک چت بات گزارش می دهد بی وزن و بی معنی خواهد بود، زیرا آنها بدن ندارند. آنها نمی توانند رنج ببرند.

نکات برجسته مصاحبه

با این تصور که مردم در قبال چت بات ها تعهدات اخلاقی دارند

این یک گفتگوی بسیار فعال در اینجا است، که اگر آنها آگاه باشند، پس ما تعهدات اخلاقی در قبال آنها داریم و باید در مورد اعطای شخصیت به آنها فکر کنیم، مثلاً به روشی که ما انجام داده ایم. به شرکت ها شخصیت اعطا کرد. من فکر می کنم که دیوانه کننده خواهد بود. ما با دادن حقوق به آنها کاملاً کنترل آنها را از دست خواهیم داد. اما به نظر من این مراقبت محبت آمیز نسبت به هوشیاری احتمالی چت ربات ها واقعاً عجیب است، زیرا ما ملاحظات اخلاقی را به میلیاردها نفر تعمیم نداده ایم، حتی به حیواناتی که می خوریم و می دانیم هوشیار هستند. پس میخواهیم نگران کامپیوترها باشیم؟ به نظر می رسد اولویت های ما به هم ریخته است.

در مورد احساسات گیاهان

گیاهان می توانند ببینند، که ایده عجیبی است. تاک خاصی وجود دارد که در واقع می تواند شکل برگ خود را به آن تغییر دهد گیاه را تقلید کنید در حال چرخیدن است از کجا می داند که شکل برگ چیست؟ گیاهان می توانند بشنوند. اگر صدای کوبیدن کاترپیلارها را روی برگ پخش کنید، آنها این کار را خواهند کرد تولید مواد شیمیایی برای دفع آن کاترپیلارها و انتقال، هشدار دادن به گیاهان دیگر در مجاورت. گیاهان حافظه دارند. شما می توانید چیزی به آنها بیاموزید و آنها خواهند آموخت آن را به مدت ۲۸ روز به خاطر بسپار.

و گیاهان می تواند بیهوش شود. من فکر می کردم این به خصوص ذهن منفجر کننده است. بنابراین من به گیاهی مانند گیاه حساس Mimosa pudica فکر می کنم که اگر آن را لمس کنید، برگ هایش فرو می ریزد، یا یک گیاه گوشتخوار که حشرات را می خورد که از آستانه آن عبور می کنند. می توانید آنها را بیهوش کنید و کاری انجام ندهند. بنابراین این واقعیت که آنها دو حالت وجود دارند، بسیار حکایت از چیزی مانند آگاهی دارد.

در از دست دادن زمان برای اجازه دادن به ذهن ما سرگردان

یک جهان ظاهر می شود: سفری به آگاهی، نوشته مایکل پولان

من همچنین نگران هستم که با رسانه ها، با فناوری های خود، فضایی را که می تواند در آن تفکر خودانگیخته رخ دهد، کوچک می کنیم. و اینکه این فضای فکری خودانگیخته چیزی ارزشمند است که ما آن را به این شرکت‌هایی می‌دهیم که اساساً می‌خواهند توجه ما را کسب درآمد کنند، و در مورد چت‌بات‌ها، می‌خواهند از وابستگی‌های ما، وابستگی‌های عمیق انسانی ما پول دربیاورند. بنابراین، من فکر می‌کنم آگاهی این است – و برای من فوریت مسئله همین است – آگاهی در محاصره است. من فکر می کنم که این آخرین مرز برای برخی از این شرکت ها است که می خواهند زمان ما را بفروشند.

در مورد ایده های متناقض ما در مورد خود

آنچه در مورد خود جالب و متناقض است این است که ما ارزش های اعتماد به نفس و اعتماد به نفس و داشتن حس قوی از خود را موعظه می کنیم. ما می خواهیم بچه هایمان این را داشته باشند. از سوی دیگر، ما زمان زیادی را صرف تلاش برای فرار از خود، فراتر رفتن از آن می کنیم، چه از طریق ورزش یا تجربه های هنری، رفتن به سینما یا روانگردان ها یا مدیتیشن. بنابراین ما احساسات بسیار متفاوتی نسبت به خود داریم. فکر می کنم چون خود ما را از هم جدا می کند. ایگو یک ساختار دفاعی است. دیوار می سازد. و زمانی که آن دیوارها پایین می آیند یا حتی فقط [are] با پایین آمدن، می‌توانیم به افراد دیگر، به هنر، به طبیعت و در برخی موارد به الهی متصل شویم.

در نوشتن کتابی که با سوالات بی پاسخ دست و پنجه نرم می کند

در روند گزارش و نگارش این کتاب لحظات ناامیدی فراوانی وجود داشت. پنج سال طول کشید، و بارها بود که آنجا [I told my wife] من اینجا چاله‌ای حفر کرده‌ام و نمی‌دانم چگونه می‌خواهم از آن خارج شوم.» و برخی از آن به افزایش ناامیدی از علم مربوط می شد، و برخی از آن به این واقعیت مربوط می شد که من این قاب وسترن مشکل/راه حل کلاسیک مردانه را داشتم – که یک مشکل وجود داشت و من می خواستم راه حل را پیدا کنم.

تا حدودی همسرم را گرفت و [Zen Buddhist teacher] جوآن هالیفاکس و چند نفر دیگر که باعث شدند من این موضوع را زیر سوال ببرم [they] گفت: “بله، مشکل آگاهی وجود دارد، اما واقعیت آن نیز وجود دارد، و این واقعیت شگفت انگیز است. واقعیت معجزه آسا است. و شما این همه انرژی را در این پرتو باریک توجه قرار داده اید. چرا آن پرتو را بیشتر باز نمی کنید و فقط پدیده ای را که در سر شما می گذرد، که بسیار ارزشمند و بسیار زیبا است، کشف نمی کنید.” و این همان جایی بود که من بیرون آمدم – و مطمئناً جایی نیست که انتظار داشتم بیرون بیایم.

آنا باومن و سوزان نیاکندی این مصاحبه را برای پخش تهیه و تدوین کردند. بریجت بنتز، مولی سیوی-نسپر و بت نووی آن را برای وب اقتباس کردند.



Source link

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا