رتبهبندی عناوین فاخر ریدلی اسکات در ژانر علمی تخیلی و فانتزی
در این مقاله به بررسی و رتبهبندی آثار علمی تخیلی و فانتزی ریدلی اسکات میپردازیم و تلاش میکنیم نقاط قوت و ضعف هر فیلم را از منظر داستانپردازی، فضاسازی و تأثیرگذاری سینمایی تحلیل کنیم. هدف این نوشته ارائه نگاهی روشن و قابل فهم به جایگاه این آثار فاخر در کارنامه یکی از مهمترین فیلمسازان معاصر است.
یکی از شناختهشدهترین و تأثیرگذارترین فیلمسازان صنعت سینما بدون شک ریدلی اسکات است؛ کارگردانی با فهرستی بسیار گسترده از فیلمهایی مانند Gladiator و Blade Runner و Napoleon و Alien و Hannibal که در ژانرهای گوناگون ساخته شدند. این فیلمساز جهانهایی خلق کرده که نه تنها بر تاریخ سینما تأثیر گذاشتند، بلکه برای همیشه در ذهن مخاطبان باقی ماندند.
اما وقتی به طور مشخص به ژانرهای علمی تخیلی و فانتزی نگاه میکنیم، جایگاه اسکات حتی پررنگتر میشود. او یکی از نامهای بزرگ این حوزه میباشد و داستانهایی درباره هیولاهای ترسناک فضایی، آینده تاریک بشر و ماجراهای نفسگیر بقا روایت کرده است. هر یک از فیلمهای او شخصیت و هویت خاص خود را دارند و حتی آن دسته از آثاری که نظرات ضد و نقیضی دربارهشان وجود دارد هم ماندگار هستند. دقیقاً به همین دلیل این فهرست تهیه شده است تا بررسی کنیم کدام یک از آثار ریدلی اسکات ماندگارتر بوده، کجاها کاملاً موفق عمل کرده، در چه بخشهایی زیاده روی داشته و در کدام فیلمها داستان از کنترلش خارج شده است.
۶) Legend

ژانر فانتزی دقیقاً چیزی نیست که اسکات بیش از همه با آن شناخته میشود. حال آیا این موضوع Legend را به فیلم بدی تبدیل میکند؟ جواب خیر است، اما در مقایسه با فیلمهای دیگر این فهرست، این اثر در آخرین جایگاه قرار میگیرد. داستان درباره جوانی به نام جک (با بازی تام کروز) است که تلاش میکند پرنسس لیلی (با بازی میا سارا) را از چنگال تاریکی (با بازی تیم کوری) نجات دهد و از تکشاخهای عصر یخبندان محافظت کند. فیلم سعی دارد حماسی باشد، اما شخصیتها عمق کافی ندارند و فیلمنامه پر از حفره است. البته این اثر از نظر بصری هنوز هم چشمگیر است و برای کسانی که در سنین پایینتر آن را دیدند، خاطرهانگیز به نظر میرسد.
در مجموع، فیلم آشفته به نظر میرسد؛ بیشتر به این دلیل که انگار به جای جذاب بودن، زمان زیادی صرف زیبا به نظر رسیدن میکند. همچنین به جای پیشبرد داستان، صحنهها بیشتر بر اساس زیباییشناسی انتخاب شدند. با این حال، برای بعضیها این اثری با ارزش میباشد که نادیده گرفته شده است. در حقیقت یا عاشقش میشوید یا از آن متنفرید. اگر دوستش نداشته باشید، چیزی برای دفاع وجود ندارد و اگر دوستش داشته باشید، کل تجربه ارائه شده را تحسین میکنید. اما صادقانه بگوییم، Legend به عنوان یک شاهکار شناخته نمیشود.
۵) Alien: Covenant

عنوان Alien: Covenant تلاش میکند تا اثری فاخر باشد، اما در نهایت به نسخه کلاسیک مجموعه نمیرسد. فیلمنامه در زمینه پرداختن به خدمه سفینه ضعفهایی دارد؛ خدمهای که به سیارهای امیدوار کننده میرسند، اما به محض ورود، همه چیز به یک کابوس تبدیل میشود. در زمینه ایجاد تنش و نمایش بیگانگان وحشتناک و هیولاهای ترسناک فیلم بسیار موفق است، زیرا سفینه، سیاره و موجودات فیلم همه حس خفقانآوری را منتقل میکنند. اما از سوی دیگر، با توجه به اینکه این ششمین فیلم مجموعه (با احتساب فیلمهای اصلی) است و اسکات در تمام مسیر مسئول نبوده، مشخصاً تمرکز کافی وجود ندارد.
فیلم عناصر وحشت، ایدههایی از فیلم Prometheus و عناصر پایه Alien را با هم ترکیب میکند، اما نتیجه طوری از آب درمیآید که انگار دقیقاً نمیداند میخواهد چه باشد. با این حال، نقاط اوجی هم وجود دارد که نمیتوان نادیده گرفت: شخصیت دیوید با بازی مایکل فاسبندر هر صحنهای را که در آن حضور دارد، میرباید و برخی از سکانسهای وحشت فضایی واقعاً خوب ساخته شدند. مشکل اینجاست که فیلم هرگز به انسجام رواییای که از اسکات در این جهان انتظار میرود، نمیرسد. این اثر بیشتر فقط طرفداران را سرگرمی میکند.
۴) Prometheus

این فیلمی است با نوعی جاهطلبی افراطی و دقیقاً همین ویژگی باعث شده میان طرفداران مجموعه تا این حد اختلاف نظر ایجاد کند. ریدلی اسکات تلاش میکند همزمان هم به پرسشهای فلسفیای درباره منشأ انسان پاسخ دهد و هم فضایی پر از ترس و تعلیق را به نمایش بکشد. داستان فیلم درباره مأموریتی است که بر اساس نقشهای مرموز، به دنبال خالقان بشر میگردد؛ گروهی از کاوشگران با اطمینان از کشف راز حیات کره زمین به سفر میروند، اما سرانجام در سیارهای خطرناک گرفتار میشوند. درست مانند Covenant، نقشآفرینی مایکل فاسبندر یکی از مهمترین نقاط قوت فیلم است و جلوههای بصری نیز در بالاترین سطح قرار دارند. با این حال، این سوال مطرح میشود که آیا این ویژگیها به تنهایی کافی هستند؟
مشکل اصلی Prometheus ناهماهنگی میان فیلمنامه و اجرایش است، زیرا سطح جاهطلبی ایدهها با پرداخت داستانی همخوانی ندارد. نتیجه، شخصیتهایی است که تصمیمهای غیرمنطقی میگیرند، حفرههای روایی متعدد و مفاهیمی که بدون جمعبندی رها میشوند. به همین دلیل دفاع از فیلم دشوار است، چون پتانسیل بسیار بیشتری داشت، به خصوص با توجه به اینکه قرار بود پایههای روایی این مجموعه را بنا کند. البته، نسبت به دنبالهاش کمتر لغزش دارد و به خاطر رویکرد متفاوتش همچنان جذاب است. این فیلم نمونهای روشن از تلاش اسکات برای گسترش عنوانی علمی تخیلی فراتر از نمایش هیولاهای فضایی است و از همین جهت امتیازاتی برایش میتوان قائل شد.
۳) The Martian

وقتی فیلم The Martian منتشر شد، توجه افراد زیادی را به خود جلب کرد؛ البته این توجه بیدلیل نبود. در این فیلم، ریدلی اسکات نشان میدهد که به خوبی توانسته کارهایی که در برخی از فیلمهای علمی تخیلی قبلیاش، مانند Alien، ناتمام گذاشته بود، به درستی انجام دهد. داستان فیلم درباره مارک واتنی (با بازی مت دیمون) است که در سیاره مریخ گرفتار شده؛ عملاً این اثر به یک راهنمای بقا در سیارات دیگر تبدیل میشود و کارگردان کاری میکند که این وضعیت ضمن هیجانانگیز بودن، گاهی خندهدار هم باشد. همچنین نباید از بازی مت دیمون غافل شد که به خوبی توانسته جذابیت، تنش و شوخطبعی کاراکترش را به تصویر بکشد.
فیلم The Martian اثری برجسته است چون اسکات به خوبی درک کرده که علم نباید کسل کننده باشد. او قبلاً در فیلم Prometheus هم تلاش مشابهی داشت، اما به نظر میرسد سالها تجربه باعث شده تا او بتواند فرمولها و روندهای علمی را به درامی واقعی و جذاب در ژانر علمی تخیلی تبدیل کند. این فیلم همچنین از نظر لحن متفاوت است؛ در اینجا خبری از هیولا یا موجودات وحشتناک نیست، اما تنش برای بقا به اندازه هر فیلم دلهرهآور فضایی دیگری شما را تحت تاثیر قرار میدهد. این یک تولید علمی تخیلی مدرن میباشد که در عین دستیابی به جذابیت و درکپذیری، انسجامش را هم حفظ کرده است. تعجبی ندارد که این فیلم حتی در بخش بهترین فیلم سینمایی، برنده گلدن گلوب شد.
۲) Alien

امروزه ژانر علمی تخیلی با فیلمهایی تعریف میشود که تاریخساز بودند، مانند مثل Star Wars، ۲۰۰۱: A Space Odyssey و The Matrix، بخش زیادی از این موفقیت نیز به لطف فیلم Alien ایجاد شده است. این فیلم در زمینه ترس فضایی بیرقیب میباشد و برای اولین بار نشان میدهد موجودات فضایی چقدر میتوانند وحشتناک باشند. داستان فیلم درباره خدمه کشتی نوسترومو است که درون یک کشتی فضایی آشیانهای پر از تخم پیدا میکنند. پس از آن، همه چیز به سمت ایجاد فاجعهای بزرگ پیش میرود. این فیلم هنوز هم به عنوان منبع الهام سینماگران امروز شناخته میشود و با ایجاد تعلیق و دلهرهآور در کنار جوی سنگین، مرگهایی را نمایش میدهد که به شدت روی بیننده تأثیر دارند.
فیلم Alien یکی از عناوینی است که نمیتوانید رهایش کنید، زیرا از ابتدا تا انتها شما را مجذوب خودش میکند، آن هم بدون اینکه به افکتهای اغراقآمیز یا ترسهای سطحی تکیه کند. ریدلی اسکات به طرز بینقصی دو ژانر وحشت و علمی تخیلی را با هم ترکیب کرده و در عین حال موقعیتها را واقعگرایانه نگه میدارد، چون میداند همین واقعگرایی ترس را تشدید میکند. این فیلم خاص و به یادماندنی، قوانین این ژانر را برای بسیاری از آثار بعدی نیز مشخص کرد. Alien تنها یک اثر کلاسیک نیست و شاهکاری در ایجاد تنش و اضطراب تلقی میشود.
۱) Blade Runner

نقطه اوج کارنامه ریدلی اسکات عنوان Blade Runner بود. این مسئله وقتی مشخص میشود که بدانیم خودش از اینکه دنباله فیلم را نساخته، متاسف است. این اثر اقتباسی از رمان «آیا اندرویدها خواب گوسفند الکتریکی میبینند؟» نوشته فیلیپ کی دیک، از ترکیب همیشگی ژانرهای علمی تخیلی و وحشت فاصله میگیرد و داستان شکارچی رپلیکانتها، ریک دکارد (با بازی هریسون فورد)، را در شهر لس آنجلس بارانی و رو به زوال که سرشار از اکشن، رمز و راز و فلسفه است، دنبال میکند. تمرکز فیلم بر ساختن جهانی آیندهنگرانه میباشد که واقعی، باورپذیر و چندلایه به نظر میرسد. آیا فیلم افت ریتم دارد؟ مطلقاً نه. از داستان و مضامین گرفته تا جلوههای بصری همه چیز به بهترین شکل به تصویر کشیده شده است. حتی از نظر زیباییشناسی نیز این فیلم به اثری نمادین تبدیل شد.
اما جذابترین نکته Blade Runner این است که پرسش «انسان بودن به چه معناست؟» را به شکلی خاص روی پرده سینما میآورد؛ این فیلم جاودانه هنوز هم با نسلهای جدید ارتباط برقرار میکند. همه چیز در داستان مرتبط و معنادار به نظر میرسد تک تک جزئیات دنیایش شما را به خود جذب میکند. از همان ابتدا گیر میافتید و کاملاً غرق داستان میشوید. این عنوان علمی تخیلی سالها بر تولیدات بیشماری تأثیر گذاشته و به همین دلیل در صدر این رتبهبندی قرار میگیرد. ماجرا فقط تأثیر بصری نیست، زیرا هر چیزی که از نظر مفهوم و داستانسرایی ارائه میدهد بسیار خاص است.
منبع: Comic Book
منبع | گیمفا



