
در نقش رومئو و ژولیت، سادی سینک و نوح ژوپ آماده «آن را سرگرم کننده کنند»
چند ساعت قبل از سرویس عصرانه در آیدا، محله کوچک خانوادگی ایتالیایی در غرب لندن، و پنجرهها از قبل بخار میکنند. در خارج، یک بارندگی کمانش چتر در ژانویه وجود دارد. با این حال، در داخل، یک عاشقانه ناب به سبک دهه ۱۹۵۰ ساخته می شود. زیر دیوارهای گالری رستوران، که با پوسترهای قدیمی فلینی مزین شده است، دو تن از باهوش ترین بازیگران جوان نسل خود نشسته اند. سادی سینک و نوح ژوپ – لباس پوشیده لا دولچه ویتالباسهای زیبا، هر کدام یک لیوان Sangiovese مینوشیدند و به یکدیگر لقمههای پاستا پومودورو میخوردند. آنها می خندند و زمزمه می کنند، بازوهای در هم پیچیده، نور شمع سوسو می زند. با تماشای کناری – در میان سیرک ریلهای مد، استایلیستها و خدمه – باورش سخت است که آنها یک زوج جوان پریشان نباشند.
هنگامی که شاتر دوربین مکث میکند و میخندد، ژوپی متحیر و متحیر میگوید: «این اساساً کل رابطه من و سادی است. اجرای دوستداشتنی، آمادهسازی عالی برای نقشهای اصلی آینده آنها در کارگردان و نمایشنامهنویس لحظهای رابرت آیک است. رومئو و ژولیتماه آینده در تئاتر هارولد پینتر افتتاح می شود. هر دو بازیگر چند هفته ای از یک گردباد پایین می آیند: سینک ۲۳ ساله در حال حسابرسی با پایان چیزهای غریب – غارنورد تلویزیونی که تقریباً ۱۰ سال از زندگی خود را به او اختصاص داده است – و ژوپ، ۲۱ ساله، با جت لگ خود از سفر به لس آنجلس برای گلدن گلوب، جایی که فیلمش، همنت، برد بزرگ کافی است بگوییم، زمان کمی برای وقت گذرانی وجود دارد. “ما با هم شیمی خواندیم و آن یک ساعت بود؟” سینک به یاد می آورد و برای تایید به سمت ژوپ متمایل می شود. ژوپ با اشاره به پوسترهایی که در حال حاضر روی بیلبوردهای لندن و تونلهای مترو چاپ شدهاند، میگوید: «و بعد بار دوم که ملاقات کردیم…» آنها در حال حاضر جملات یکدیگر را تمام می کنند.
ژوپ و سینک، البته، نقش رومئو مونتاگ و ژولیت کاپولت را بازی خواهند کرد: عاشقان جوان و بی پروا از خانواده های متخاصم که شیفتگی ممنوع و فوری – و ازدواج مخفیانه آنها – با مرگ های نابهنگام و از نظر آیک کاملاً قابل اجتناب آنها به پایان می رسد. در واقع، آیک برنده جایزه – که آخرین اقتباسش، ادیپبا بازی لزلی منویل و مارک استرانگ، به تازگی انتقال تحسین برانگیز خود را در برادوی به پایان رسانده است – کمتر به تراژدی همه چیز علاقه مند است تا تصادفی بودن ملاقات آنها در وهله اول. او از طریق تلفن به من می گوید: «این خیلی شکننده است، روشی که رویدادها به یکدیگر منتهی می شوند. پیام ها با شکست مواجه می شوند. زمان به آنها خیانت می کند. “این نوعی بازی است که می گوید، “خب، اگر در زمان نامناسبی برای یک قهوه توقف کنید، ممکن است دلتان برای همنوع خود تنگ شود.” اگر رومئو حدود چهار دقیقه بعد بر سر قبر ژولیت حاضر میشد، او را زنده میدید و حالشان کاملاً خوب بود.» پس منطقی است که برای این تولید – که در “نسخه اکنون” ورونا اتفاق میافتد – ایکه از فیلم کالت ۱۹۹۸ الهام گرفت. درب های کشویی.



