
بررسی و کالبدشکافی ژانر نقشآفرینی در دنیای گیمینگ
ژانر نقشآفرینی یا Role-Playing یکی از بنیادین و تاثیرگذارترین سبکهای بازیهای ویدیویی است. سازندگان این ژانر را از بازیهای رومیزی کلاسیک Dungeons & Dragons الهام گرفتند، نسخههای دیجیتالی آن را ساختند و بهطور پیوسته تکامل دادند تا سرانجام امروزه به یکی از ستونهای اصلی صنعت گیم تبدیل شود.
در حالی که بسیاری از ژانرها صرفاً روی سرعت عمل یا واکنشهای لحظهای تکیه دارند، عناوین نقشآفرینی با تمرکز بر داستانسرایی غنی، توسعه شخصیت و تعاملاتِ عمیق در دنیای بازی، تجربهای متفاوت و بسیار شخصیسازیشده را به بازیکن ارائه میدهند. جایی که شما نه فقط کنترل کاراکتر را در دست دارید، بلکه مسیر رشد، انتخابهای اخلاقی و حتی معنای پیروزی را شکل میدهید.
در این مقاله، نگاهی جامعتر خواهیم داشت به ساختار، ویژگیهای کلیدی و تکامل تاریخی این سبک، از ریشههای اولیه تا شکلگیری زیرشاخههای محبوب امروزی.
کالبدشکافی مفهوم و مبانی بازیهای نقشآفرینی (RPG)
۱. ویژگیهای بنیادین
برخلاف بازیهای اکشن که بر مهارت فیزیکی بازیکن تکیه دارند، RPGها بر اساس آمار و ارقام بنا شدهاند. سه ستون اصلی این ژانر عبارتند از:
- توسعه شخصیت (Character Development): بازیکن با انجام ماموریتها و شکست دادن دشمنان، «امتیاز تجربه» (XP) کسب میکند که منجر به افزایش «سطح» (Level) میشود.
- سیستم مدیریت منابع: کنترل دقیق مواردی مانند نوار سلامتی (HP)، نوار میزان جادو (MP/Mana) و ویژگیهای فیزیکی مثل قدرت، چابکی و هوش.
- تعامل و انتخاب: بازیکن از طریق گفتگو با شخصیتهای غیرقابلبازی (NPC) و اتخاذ تصمیمات، مسیر داستان و سرنوشت جهان بازی را تغییر میدهد.

۲. مکانیزمهای گیمپلی و مبارزات
مبارزه در RPGها قلب تپنده پیشرفت است. این سیستمها معمولاً به دو دسته کلی تقسیم میشوند:
۱. نوبتی (Turn-Based): در این سیستم، نبرد بهصورت چرخشی و بر اساس نوبتهای از پیش تعیینشده پیش میرود. این ساختار به بازیکن فرصت کافی برای تفکر استراتژیک، برنامهریزی دقیق و مدیریت منابع (مانند مانا، توان یا آیتمها) را میدهد.

هنگامی که نوبت مبارزه میرسد، زمان کاملاً متوقف میشود. شما منوی فرمان را باز میکنید.
۲. در لحظه (Real-Time): در اینجا نبرد بدون توقف و به صورت پیوسته جریان دارد. موفقیت در گروی سرعت عمل، عکسالعمل به موقع و مدیریت همزمان چندین متغیر است. این سیستم اغلب حس هیجان، آشوب و غوطهوری بیشتری ایجاد میکند.

به محض دیدن دشمن، بازی و زمان به طور عادی جریان دارد.
در یک RPG اصیل، موفقیت در مبارزه بیش از آنکه به سرعت عمل بازیکن بستگی داشته باشد، به استراتژی، تجهیزات و سطح شخصیت وابسته است.
۳. دنیای بازی و روایت
RPGها به داشتن دنیاهای غنی و پرجزئیات مشهورند. این بازیها اغلب شامل موارد زیر هستند:
- سیاهچالها (Dungeons): محیطهای پرخطری که برای اکتشاف و غارت طراحی شدهاند.
- سیستم لوت (Loot): جمعآوری سلاحها، زرهها و آیتمهای متنوع برای بهبود کارایی شخصیت.
- کوئستها (Quests): ماموریتهایی که نه تنها پاداش میدهند، بلکه لایههای داستانی را برای بازیکن باز میکنند.
رابط کاربری (UI) در این ژانر بسیار حیاتی است؛ بازیکن مدام با منوهای مدیریت موجودی (Inventory) و درخت مهارتها (Skill Trees) در تعامل است تا پیچیدگیهای عددی شخصیت خود را بهینه کند.

جدول خلاصه مبانی RPG
| ویژگی | توضیحات |
|---|---|
| هدف اصلی | ارتقای شخصیت و پیشبرد روایت داستان |
| سیستم پیشرفت | کسب XP -> افزایش Level -> بازشدن تواناییهای جدید |
| رابط کاربری | تکیه گسترده بر منوها، آمار و مدیریت آیتمها |
| نحوه تعامل | ترکیب مبارزه، گفتگو و حل معما |
تاریخچه و سیر تحول (از رایانههای بزرگ تا انقلاب کنسولی)
تاریخچه بازیهای نقشآفرینی، روایتگر گذار از سیستمهای پیچیده دانشگاهی به سرگرمیهای خانگی است.
۱. ریشهها و سالهای اولیه (۱۹۷۵- ۱۹۸۳)

- دوره Mainframe: اولین بازیهای نقشآفرینی روی رایانههای بزرگ دانشگاهی ظاهر شدند. بازی Dungeon (1975) اثر «دان داگلو» به عنوان یکی از اولین تلاشها شناخته میشود.
- تأثیر D&D: این بازیها به شدت تحت تأثیر سیستمهای رومیزی مانند Dungeons & Dragons بودند.
- دوره PC: عناوینی چون Ultima (اثر ریچارد گاریوت) و Wizardry مفاهیم اولیه را به رایانههای شخصی آوردند. بازی Rogue نیز در همین دوران با معرفی سیاهچالهای تصادفی، سابژانر «روگلایک» را پایهگذاری کرد.
۲. دوره ظهور کنسولها (۱۹۸۵- ۱۹۹۳)

- توسعه ژاپنیها: بازی Dragon Quest (1986)، اثر «یوجی هوری»، نقطه عطفی بود که RPG را از رایانههای گرانقیمت به کنسولهای خانگی ارزان (مثل Famicom/NES) آورد.
- ظهور Final Fantasy: «هیرونوبو ساکاگوچی» با خلق این سری، استانداردهای جدیدی برای روایت داستان و گرافیک تعریف کرد.
- نوآوری در گیمپلی: بازیهایی مثل Zelda II: The Adventure of Link با ترکیب عناصر اکشن و نقشآفرینی، مرزهای ژانر را جابهجا کردند.
۳. دوره گذار به سه بعدی (۱۹۹۴- ۲۰۰۴)

- انقلابCD-ROM: با ورود پلیاستیشن، بازی Final Fantasy VII با گرافیک سهبعدی و میانپردههای سینمایی، ژانر RPG را به یک پدیده جهانی تبدیل کرد (فروش ۱۰ میلیون نسخهای تا ۲۰۱۰).
- رایانههای شخصی: عناوینی مانند Baldur’s Gate و Diablo II (با فروش سریع ۱ میلیون نسخه در دو هفته) قدرت PC را در ارائه تجربههای عمیق و اعتیادآور این ژانر به رخ کشیدند.
طبقهبندی شرق و غرب(JRPG vs WRPG)
یکی از نکات مهمی که باید به آن اشاره کرد، تفاوتهای فرهنگی و ساختاری میان بازیهای نقشآفرینی غربی و ژاپنی است.
۱. بازیهای نقشآفرینی ژاپنی (JRPG)

- تمرکز بر روایت: JRPGها معمولاً داستانهای خطی، شخصیتهای از پیش طراحی شده (غالباً با استایل انیمه) و روایتهای حماسی دارند.
- پلتفرم: این بازیها عمدتاً برای کنسولها توسعه مییابند.
- سیستم مبارزه: تکیه بر منوها و مبارزات نوبتی یا نیمهنوبتی. منتقدان غربی گاهی این سبک را به دلیل شباهت به بازیهای ماجراجویی نقد کردهاند.
۲. بازیهای نقشآفرینی غربی(WRPG یا CRPG)

- آزادی عمل: تمرکز بر ساخت شخصیت توسط بازیکن و آزادی در انتخاب مسیر داستان.
- پلتفرم: ریشه در رایانههای شخصی (PC) دارند و به شدت تحت تأثیر رابط کاربری «ماوس و کیبورد» هستند.
- تم: دنیای این بازیها معمولاً تاریکتر، واقعگرایانه و الهام گرفته از فانتزی غربی است (مانند سری The Elder Scrolls).
مقایسه ویژگیهای JRPG و WRPG
| ویژگی | JRPG (شرقی) | WRPG (غربی) |
|---|---|---|
| شخصیتپردازی | شخصیتهای ثابت و از پیش تعریف شده | شخصیتسازی کامل توسط بازیکن |
| ساختار داستان | خطی و سینمایی | باز و مبتنی بر انتخابهای بازیکن |
| محیط | فانتزی رنگارنگ / انیمهای | فانتزی تاریک / واقعگرایانه |
| پلتفرم غالب | کنسولهای خانگی و دستی | رایانههای شخصی (PC) |
معرفی سابژانرها و سبکهای ترکیبی
در این بخش، به بررسی دقیق زیرمجموعههای RPG میپردازیم که هر کدام استانداردهای خاص خود را در صنعت گیم تعریف کردهاند.
۱. اکشن نقشآفرینی (Action RPG)

این سبک با حذف مبارزات نوبتی و جایگزینی آن با سیستمهای در لحظه (Real-time) شناخته میشود.
زیر-ژانر نقشآفرینی اکشن با حذف مبارزات نوبتی و جایگزینی آن با سیستمهای بدون توقف، معمولاً بر کنترل مستقیم و در لحظه یک شخصیت واحد توسط بازیکن تمرکز دارد و هسته اصلی تجربه آنها بر مبارزه، کنش و واکنش سریع استوار است؛ در حالی که روایت داستانی و تعاملات عمیق شخصیتی اغلب در اولویت دوم قرار میگیرند. در این سبک، بازیکن بهجای استفاده از منوهای نوبتی، بهصورت در لحظه حرکت میکند، ضربه میزند و تصمیم میگیرد.
نخستین نمونههای Action RPG به دهه ۱۹۸۰ و شرکت Nihon Falcom بازمیگردند؛ بهویژه مجموعههای Dragon Slayer و Ys که ساختار مبارزات Hack & Slash را معرفی کردند. در این بازیها، حرکت و اعمال شخصیت مستقیماً از طریق صفحهکلید یا کنترلر انجام میشد و خبری از سیستمهای بر پایه منوی کلاسیک نبود. این فرمول بعدها توسط بازی اکشن-ماجراجویی The Legend of Zelda (1986) تکامل یافت؛ اثری که بهنوعی شالوده بسیاری از نقشآفرینیهای اکشن مدرن را بنا نهاد.
The Legend of Zelda با نوآوریهایی مانند دنیای نیمهجهانباز، گیمپلی غیرخطی، سیستم ذخیرهسازی مبتنی بر باتری و معرفی دکمه اختصاصی حمله (برای اجرای انیمیشن ضربه شمشیر یا پرتابه) تأثیر عمیقی بر مسیر تکامل این سبک گذاشت. این بازی نقش مهمی در موج گسترده نقشآفرینیهای اکشنمحور از اواخر دهه ۱۹۸۰، هم در ژاپن و هم در آمریکا، ایفا کرد و در دهههای بعد نیز بهطور مداوم بر گذار RPGها از مبارزات نوبتی و آمارمحور به مبارزات در لحظه و اکشن اثر گذاشت.
در دل نقشآفرینیهای اکشن، زیرشاخهای با عنوان Role-Playing Shooters نیز شکل گرفته است؛ بازیهایی که عناصر نقشآفرینی را با شوترهای اولشخص یا سومشخص ترکیب میکنند. در این عناوین، سیستم ارتقای شخصیت، انتخابهای روایی و مدیریت تجهیزات در کنار تیراندازی بلادرنگ قرار میگیرد. از نمونههای شاخص این سبک میتوان به مجموعه Mass Effect، بازی Fallout: New Vegas و Borderlands 2 اشاره کرد.
۲. نقشآفرینی تاکتیکی (Tactical RPG)

این زیر-ژانر، ریشه در بازیهای جنگی رومیزی دارد و بر استراتژی در میدان نبرد تأکید میکند.
نقشآفرینیهای تاکتیکی ترکیبی از RPG و بازیهای استراتژی هستند. مبارزات در این سبک نوبتی و مبتنی بر موقعیتیابی دقیق روی نقشههای ایزومتریک انجام میشوند. تصمیمگیری، چینش نیروها و استفادهی هوشمندانه از مهارتها اهمیت حیاتی دارد.
ریشههای این زیر-ژانر را میتوان در بازیهای استراتژیک کلاسیکی مثل شطرنج و همچنین نقشآفرینیهای رومیزی و بازیهای جنگی قدیمی جستوجو کرد. از نظر ساختار کلی، نقشآفرینیهای تاکتیکی شباهت زیادی به نقشآفرینیهای سنتی دارند: بازیکن یک گروه محدود از شخصیتها را کنترل میکند، با دشمنان روبهرو میشود و سیستم پیشرفت کاراکترها نقش مهمی در گیمپلی دارد. با این حال، تفاوت اصلی در تمرکز شدید بر حرکت تاکتیکی، چینش نیروها و تصمیمهای بلندمدت در میدان نبرد است.
در غرب، بازیهایی مانند بخشهایی از سری Ultima، بهویژه Ultima III: Exodus، از نخستین نمونههای نقشآفرینی با مبارزات تاکتیکی محسوب میشوند. در ژاپن اما این سبک مسیر مستقلتری را طی کرد و به شکل زیر-ژانری مشخص با عنوان Simulation RPG شناخته شد. آثاری مانند Final Fantasy Tactics، Fire Emblem، Disgaea، Suikoden Tactics و Vanguard Bandits نقش مهمی در محبوبیت این سبک ایفا کردند؛ بهطوری که Final Fantasy Tactics اغلب بهعنوان نقطه عطف معرفی نقشآفرینیهای تاکتیکی به مخاطبان غربی شناخته میشود.
نقشآفرینیهای تاکتیکی معمولاً بازیهایی دشوار، زمانبر و مناسب مخاطبان هاردکور هستند و به همین دلیل، محبوبیت آنها کمتر از نقشآفرینیهای اکشن یا بدون توقف بوده است. با این حال، در غرب نیز آثاری مانند X-COM: UFO Defense، Jagged Alliance و Silent Storm با رویکردی متفاوت اما مبتنی بر همان اصول تاکتیکی، موفقیت قابل توجهی کسب کردند.
به دلیل ماهیت نوبتی، این سبک روی کنسولهای دستی مثل Nintendo DS و PSP بسیار محبوب شد (عناوینی مثل Disgaea و Vandal Hearts).
۳. روگلایکها و روگلایتها (Roguelikes & Roguelites)

این سبک با ویژگیهایی مثل گیمپلی نوبتی، ساختار مراحل شبکهای، مرگ دائمی شخصیت اصلی و تولید تصادفی مراحل شناخته میشود. شکست در این بازیها به معنای شروع دوباره از صفر است و همین مسئله، یادگیری تدریجی و تسلط بر سیستمها را به هسته اصلی تجربه تبدیل میکند.
عناوینی مانند Rogue، NetHack و Angband پایههای این سبک را بنا کردند. در سالهای اخیر، Rogueliteها با کاهش سختگیری (مثل حفظ برخی پیشرفتها پس از مرگ) این فرمول را برای مخاطبان گستردهتر قابل دسترس کردهاند. حتی بازیهایی مثل Diablo و بسیاری از بازیهای مستقل مدرن، بهطور مستقیم یا غیرمستقیم از این سبک الهام گرفتهاند.
۴. نقشآفرینیهای آنلاین (MMORPG)

MMORPGها جهانهای مشترکی هستند که هزاران بازیکن بهطور همزمان در آن حضور دارند. این سبک با گسترش اینترنت شکل گرفت و با آثاری مانند Ultima Online و EverQuest به مین استریم راه یافت. World of Warcraft نقطهی اوج تجاری این سابژانر محسوب میشود.
برخلاف نقشآفرینیهای تکنفره که بر تجربهی شخصی تمرکز دارند، MMORPGها ذاتاً اجتماعیاند. تعامل با بازیکنان دیگر، تشکیل قبیله، تجارت، PvP و رویدادهای گروهی هستهی اصلی تجربه را شکل میدهند. همین مسئله باعث شده حس «قهرمان یگانه» تا حدی جای خود را به «عضوی از یک جامعه» بدهد.
- پیشگامان: بازی Ultima Online به عنوان اولین دنیای گرافیکی بزرگ شناخته میشود که هزاران بازیکن را همزمان پذیرا بود.
- چالشهای محیطی: مفاهیمی مثل Ninja Looting (دزدیدن غنائم دیگران) و Spawn Camping (کشتن دشمنان در محل ظاهر شدنشان) به عنوان چالشهای این سبک اشاره دارد.
۵. نقشآفرینی اهلیسازی هیولا (Monster-Taming)

بازیهای Monster-Taming که با عنوان Monster-Catching نیز شناخته میشوند زیر-ژانری از RPG هستند که تمرکز اصلی آنها بر جمعآوری، آموزش و استفاده از موجودات مختلف در مبارزات است. شناختهشدهترین نمایندهی این سبک بدون تردید مجموعهی Pokémon است؛ فرنچایزی که این زیر-ژانر را به مخاطبان جهانی معرفی کرد.
با این حال، ریشههای Monster-Taming RPG به سری Megami Tensei بازمیگردد؛ مجموعهای که در آن بازیکن نهتنها با موجودات اسطورهای و شیاطین مبارزه میکرد، بلکه میتوانست با آنها مذاکره کرده و آنها را به گروه خود جذب کند. این رویکرد، پایههای مفهومی ژانر اهلیسازی هیولا را بنا گذاشت و بعدها الهامبخش بسیاری از آثار مدرن شد.
۶. نقشآفرینیهای سندباکس یا جهانباز (Sandbox / Open-World RPGs)

بازیهای نقشآفرینی سندباکس که معمولاً با عنوان Open World RPG نیز شناخته میشوند، تمرکز ویژهای بر آزادی عمل بازیکن دارند. در این زیر-ژانر، بازیکن به مسیر خطی یا از پیش تعیین شده محدود نمیشود و میتواند آزادانه در دنیای بازی گشتوگذار کند، مأموریتها را با ترتیب دلخواه انجام دهد یا حتی بخش بزرگی از محتوای فرعی را نادیده بگیرد.
این سبک شباهتهای زیادی با دیگر بازیهای سندباکس دارد؛ از جمله دنیایی وسیع، تعداد بالای NPCهای قابل تعامل، سیستمهای جانبی گسترده و زمان بازی بسیار طولانی. بسیاری از نقشآفرینیهای سندباکس تلاش میکنند یک منطقه یا حتی یک جهان کامل را شبیهسازی کنند؛ جهانی که در آن اقتصاد، سیاست، فرهنگ و روابط اجتماعی بهشکل پویا جریان دارند.
از نمونههای شاخص این زیر-ژانر میتوان به مجموعههایی مانند The Elder Scrolls و Fallout اشاره کرد که استانداردهای جدیدی برای آزادی عمل در نقشآفرینیها تعریف کردند. آثاری مثل Dragon Quest اول، The Legend of Zelda، Pokémon Scarlet and Violet، Wasteland، سریهای SaGa و Mana، System Shock، Deus Ex، Fable، Gothic، Xenoblade Chronicles و حتی Dark Souls نیز هرکدام بهنوعی در این دسته جای میگیرند. نقطه مشترک همه این آثار، تأکید بر کشف، انتخاب و پیامد تصمیمهای بازیکن در مقیاسی وسیع است.
۷. نقشآفرینیهای نوبتی (Turn-Based RPGs)

بازیهای نقشآفرینی نوبتی از جمله کلاسیکترین و بنیادینترین شاخههای ژانر RPG بهشمار میروند. در این سبک، تمامی کنشها و واکنشها از حمله و دفاع گرفته تا استفاده از آیتمها یا جادوها بر اساس نوبتبندی مشخص انجام میشود؛ نوبتبندیای که میتواند به عواملی مانند سرعت شخصیت، آمارهای پنهان، یا قوانین از پیش تعریفشده سیستم مبارزه وابسته باشد. برخلاف بسیاری از ژانرهایی که در لحظه (Real-time) اتفاق میافتند، هیچ شخصیت یا دشمنی خارج از نوبت خود قادر به انجام عملی نیست.
در برخی بازیها، این سیستم نوبتی صرفاً به مبارزات محدود میشود، اما در برخی دیگر حتی حرکت در دنیای بازی نیز تابع نوبتبندی است؛ مسئلهای که بسته به زیر-ژانر و طراحی مکانیکها متفاوت خواهد بود. این رویکرد باعث میشود تمرکز اصلی بازی بهجای واکنشهای سریع فیزیکی، بر تصمیمگیری تاکتیکی، برنامهریزی و مدیریت منابع قرار گیرد.
ریشههای Turn-Based RPG به بازیهای کامپیوتری اولیه و مجموعههایی مانند Ultima بازمیگردد، اما این سبک با انتشار آثاری نظیر Dragon Quest روی کنسولها به محبوبیتی گسترده دست یافت و عملاً به یکی از ستونهای اصلی نقشآفرینی ژاپنی (JRPG) تبدیل شد. تا امروز نیز، با وجود انتقادات مختلف، نقشآفرینیهای نوبتی همچنان جایگاه مهمی در صنعت بازی دارند و مخاطبان وفادار خود را حفظ کردهاند.
۸. ژانرهای ترکیبی (Hybrid Genres)

در سالهای اخیر، تعداد فزایندهای از بازیهای غیرنقشآفرینی بهطور گسترده از عناصر سنتی RPG بهره گرفتهاند. سیستمهایی مانند امتیاز تجربه (XP)، ارتقای سطح (Leveling)، مدیریت تجهیزات و اینونتوری و انتخابهای دیالوگمحور بهتدریج وارد ژانرهایی شدهاند که در گذشته هیچ ارتباط مستقیمی با نقشآفرینی نداشتند. این روند، پاسخی مستقیم به تقاضای بازیکنان برای تجربههای عمیقتر و شخصیتمحورتر در بازیها است.
ترکیب این عناصر با موتورهای بازیسازی و سبکهای گیمپلی متفاوت، منجر به شکلگیری طیف وسیعی از ژانرهای ترکیبی (Hybrid) شده است؛ آثاری که ویژگیهای RPG را با ژانرهایی مانند شوتر اولشخص، پلتفرمر، استراتژی نوبتی یا بدون وقفه (Real-time) در هم میآمیزند. برای مثال:
- در شوترهای اولشخصی مانند Deus Ex و S.T.A.L.K.E.R.، سیستم پیشرفت شخصیت و انتخابهای روایی نقش کلیدی دارند.
- در بازیهای استراتژی Real-time نظیر SpellForce یا Warhammer 40,000: Dawn of War II، عناصر نقشآفرینی با مدیریت ارتش ترکیب شدهاند.
- حتی در عناوین پازلی مانند Puzzle Quest یا Castlevania Puzzle نیز ساختارهای ارتقای شخصیت و مبارزه مبتنی بر آمار دیده میشود.
- مجموعه Steel Panthers نیز نمونهای از ترکیب استراتژی نوبتی نظامی با سیستم پیشرفت واحدها بر اساس منطق RPG است.
واکنش منتقدان به این ژانرهای ترکیبی دوگانه بوده است. برخی آنها را «RPG درجهدو» توصیف کردهاند، چرا که فاقد عمق روایی و انتخابهای داستانی عناوین AAA نقشآفرینی هستند. در مقابل، گروهی دیگر این آثار را امیدبخش میدانند؛ چرا که با شکستن قالبهای تثبیتشده ژانرهای کلاسیک، مسیر نوآوری را هموار میکنند.
در پایان این مقاله، وقتی نگاهی کلی به ژانر بازیهای نقشآفرینی ویدیویی (RPG) میاندازیم، واضح است که این سبک بیش از هر چیز ترکیبی از داستانسرایی عمیق، توسعه شخصیت و تعاملهای پویا با جهان بازی است چیزی که آن را از دیگر ژانرهای ویدیویی متمایز میکند. RPGها با استفاده از مکانیزمهایی مثل کسب تجربه، افزایش سطح، و انتخابهای تأثیرگذار، به بازیکنان این امکان را میدهند که نهفقط به تماشای یک روایت، بلکه به سهمی فعال در شکلدادن آن بپردازند.
طی دههها این ژانر تکامل یافته و شاخههای متنوعی خلق کرده از تجربههای تکنفره، داستانمحور و عمیق گرفته تا جهانهای آنلاین عظیم و حتی ترکیبهای اکشن و استراتژی. این سبک به ما یادآوری میکند که در بازیهای ویدیویی، انتخابها و مسیرهایی که بازیکن طی میکند میتواند به اندازه گرافیک یا مبارزات هیجانانگیز، ارزشمند و معنادار باشد.
در نهایت، چه در حال هدایت قهرمانی خیالی در دنیایی فانتزی باشید، چه در حال شکلدهی سرنوشت یک شخصیت در یک ماجرای علمیتخیلی، بازیهای RPG ثابت کردهاند که ویدیوگیم میتواند فراتر از سرگرمی صرف، محیطی غنی برای روایت، تجربه و مشارکت خلاقانه باشد سبکی که در آن بازیکن نه فقط مشاهدهگر، بلکه معمار داستان خود است.
منبع | گیمفا




