Warning: A non-numeric value encountered in /home/teenti/public_html/wp-content/themes/jannah/inc/custom-styles.php on line 1518
آخر هفته چی ببینیم؟ از فیلم غارتگر تا اثری جنایی - تین و تیتر
آخرین اخبار

آخر هفته چی ببینیم؟ از فیلم غارتگر تا اثری جنایی

این آخر هفته قرار است به معرفی فیلم Predator: Badlands،‌ فیلم Fackham Hall،‌ فیلم Der Tiger و سریال Land of Sin بپردازیم.

آخر هفته برای بسیاری از ما فرصتی است تا کمی از ریتم تند روزمره فاصله بگیریم و با یک فیلم یا سریال خوب، حال‌وهوای تازه‌ای به اوقات فراغت‌مان بدهیم. اما در دورانی که هر هفته ده‌ها عنوان جدید روی پلتفرم‌های مختلف منتشر می‌شوند، انتخاب این‌که چه چیزی واقعاً ارزش دیدن دارد، خودش به یک چالش تبدیل شده است.

در این هفته، با ترکیبی متنوع از ژانرها روبه‌رو هستیم؛ از اکشن و علمی‌تخیلی پرهیجان گرفته تا کمدی و درام جنایی تاریک. فیلم Predator: Badlands یکی از آن آثاری است که طرفداران قدیمی یک فرنچایز شناخته‌شده را جذب می‌کند. فیلمی که وعده بازگشت به ریشه‌های خشن و بقا محور Predator را می‌دهد و سعی می‌کند با فضایی تازه، جان دوباره‌ای به این مجموعه بدهد.

در نقطه مقابل، فیلم Fackham Hall قرار دارد؛ کمدی‌ای با رویکردی هجوآمیز و اسلپ‌استیک که سراغ فضای آثار تاریخی و اشرافی رفته و تلاش می‌کند با شوخی‌های بی‌وقفه و لحن اغراق‌آمیز، تجربه‌ای سبک‌تر و متفاوت برای مخاطب فراهم کند. از سوی دیگر، فیلم Der Tiger نماینده سینمای جدی‌تر اروپاست؛ فیلمی که احتمالاً بیش از آنکه به دنبال هیجان‌های لحظه‌ای باشد، بر فضاسازی، شخصیت‌پردازی و مفاهیم عمیق‌تر تکیه دارد. چنین آثاری معمولاً مخاطب را به صبر و تمرکز دعوت می‌کنند و در عوض، تجربه‌ای ماندگارتر به جا می‌گذارند. در بخش سریال‌ها نیز Land of Sin قرار دارد؛ یک درام جنایی اسکاندیناوی که با تکیه بر فضای سرد، روایت اخلاق‌محور و پرداختن به گناه، خانواده و جامعه، فراتر از یک داستان ساده قتل حرکت می‌کند.

فیلم Predator: Badlands

فیلم Predator Badlands

فیلم Predator: Badlands تازه‌ترین تلاش برای دوباره جان بخشیدن به یکی از قدیمی‌ترین و شناخته‌شده‌ترین فرنچایزهای علمی‌تخیلی و اکشن سینماست؛ مجموعه‌ای که از دهه هشتاد میلادی تا امروز بارها مسیر خود را عوض کرده و با فراز و فرودهای زیادی روبه‌رو بوده است. پس از موفقیت غیرمنتظره فیلم Prey، نگاه‌ها دوباره به سمت این دنیای سینمایی برگشت و انتظار می‌رفت ادامه راه با جسارت بیشتری همراه باشد. فیلم Predator: Badlands دقیقاً در همین نقطه قرار می‌گیرد؛ فیلمی که نه‌تنها سعی می‌کند فرمول آشنای شکار و بقا را حفظ کند، بلکه تلاش دارد زاویه دید مخاطب را نسبت به شخصیت اصلی این جهان تغییر دهد و موجودی که همیشه تهدید بوده را به قهرمانی قابل همدلی تبدیل کند.

عوامل سازنده: کارگردانی فیلم Predator: Badlands بر عهده دن تراختنبرگ است، فیلمسازی که با فیلم Prey نشان داد درک دقیقی از روح فرنچایز Predator دارد و می‌داند چگونه بدون تکرار مستقیم گذشته، مسیر تازه‌ای باز کند. فیلم‌نامه توسط پاتریک آیسون نوشته شده و داستان نیز حاصل همکاری او و خود تراختنبرگ است. این فیلم هفتمین قسمت رسمی از مجموعه Predator محسوب می‌شود و از نظر لحن و ساختار، بیش از آنکه به بلاک‌باسترهای پر زرق‌وبرق متکی باشد، روی روایت شخصیت‌محور و فضاسازی تمرکز دارد.

داستان و بازیگران: داستان فیلم درباره دِک، یک یائوتجای جوان است که از قبیله خود تبعید شده و به شکلی ناخواسته در سیاره‌ای خشن و ناشناخته سقوط می‌کند. برای بازگشت به جایگاهش، او باید خود را در آیینی مرگبار ثابت کند و با شکار یک شکارچی رأس هرم، شایستگی‌اش را نشان دهد. در این مسیر، دک با تهدیدهای متعددی روبه‌رو می‌شود و ناچار است برای بقا تصمیم‌هایی بگیرد که نگاه سنتی قبیله‌اش را به چالش می‌کشد. یکی از مهم‌ترین عناصر داستان، اتحاد غیرمنتظره او با تیا، یک اندروید متعلق به شرکت Weyland-Yutani است، همکاری‌ای که هم از نظر داستانی و هم از نظر تماتیک، پیوند جالبی میان دو جهان سینمایی غارتگر و بیگانه ایجاد می‌کند.

در نقش دِک، دیمیتریوس شوستر-کولواماتانگی حضوری تأثیرگذار دارد و موفق می‌شود احساسات شخصیت را حتی پشت چهره‌ای غیرانسانی منتقل کند. ال فانینگ نیز در نقش تیا، بُعد انسانی و احساسی فیلم را تقویت می‌کند و تعامل او با دک، یکی از نقاط قوت روایت به حساب می‌آید.

آیا فیلم ارزش دیدن دارد؟ فیلم Predator: Badlands فیلمی است که آگاهانه مسیر متفاوتی را انتخاب می‌کند و همین موضوع می‌تواند هم نقطه قوت و هم نقطه ضعف آن باشد. از یک سو، تغییر زاویه دید و تبدیل شکارچی افسانه‌ای به قهرمان اصلی، جسورانه و تازه است و به فیلم هویتی مستقل می‌دهد. طراحی صحنه‌ها، فضای سیاره بیگانه و سکانس‌های اکشن، اغلب خلاقانه و پرانرژی از کار درآمده‌اند و کارگردانی تراختنبرگ نشان می‌دهد او کنترل خوبی روی ریتم و تنش دارد.

از سوی دیگر، این تغییر رویکرد ممکن است برای طرفداران قدیمی که Predator را صرفاً به‌عنوان یک تهدید بی‌رحم دوست دارند، چندان خوشایند نباشد. همچنین برخی بخش‌های داستان، به‌ویژه در نیمه میانی، قابل پیش‌بینی به نظر می‌رسند و عمق تماتیک اتحاد میان دک و تیا می‌توانست بیشتر پرداخت شود.

در مجموع، فیلم Predator: Badlands اثری است که ارزش دیدن دارد، به‌خصوص برای کسانی که به دنبال نسخه‌ای متفاوت از یک فرنچایز آشنا هستند. فیلم شاید بی‌نقص نباشد، اما جسارتش در بازتعریف قواعد قدیمی، آن را به تجربه‌ای قابل توجه در میان آثار اکشن و علمی‌تخیلی سال تبدیل می‌کند.

فیلم Fackham Hall

فیلم Fackham Hall

فیلم Fackham Hall از آن کمدی‌هایی است که از همان ابتدا تکلیفش را با مخاطب روشن می‌کند؛ اثری که قصد ندارد تاریخ را جدی بگیرد یا بازسازی وفادارانه‌ای از یک دوره خاص ارائه دهد، بلکه آمده تا با شوخی، اغراق و هجو، سراغ کلیشه‌های آشنای درام‌های تاریخی برود. در سال‌های اخیر، بازگشت کمدی‌های اسلپ‌استیک و پارودی، به‌ویژه در سینمای بریتانیا، نشانه‌ای از خستگی مخاطبان از روایت‌های بیش از حد جدی و پرادعا بوده است. فیلم Fackham Hall دقیقاً در همین فضا ساخته شده، فیلمی که به‌جای تکیه بر پیام‌های عمیق یا ساختارهای پیچیده، انرژی خود را صرف شوخی‌های پی‌درپی و فضاسازی کمیک می‌کند و تلاش دارد تجربه‌ای سرگرم‌کننده و بی‌واسطه ارائه دهد.

عوامل سازنده: کارگردانی فیلم بر عهده جیم اوهنلون است، فیلم‌سازی که پیش‌تر تجربه کار در حوزه کمدی تلویزیونی را داشته و به‌خوبی با ریتم شوخی و زمان‌بندی آن‌ها آشناست. فیلم‌نامه فیلم Fackham Hall به‌صورت مشترک توسط جیمی کار، پاتریک کار و گروه The Dawson Brothers نوشته شده است؛ ترکیبی که به‌خودی‌خود نشان می‌دهد با اثری شوخ‌طبع و بی‌پروا طرف هستیم. حضور جیمی کار، کمدین شناخته‌شده بریتانیایی، در تیم نویسندگان، تأثیر مستقیمی بر لحن طعنه‌آمیز و گاه بی‌رحمانه فیلم دارد.

داستان و بازیگران: داستان فیلم Fackham Hall در یک عمارت اشرافی می‌گذرد که ظاهراً همه چیز در آن طبق قواعد آثار کلاسیک تاریخی پیش می‌رود؛ خانواده‌ای ثروتمند، روابط پیچیده، رازهای پنهان و چهره‌هایی که هرکدام نقشی آشنا از دل درام‌های قرن نوزدهمی را نمایندگی می‌کنند. اما فیلم خیلی زود این کلیشه‌ها را به بازی می‌گیرد و با ورود موقعیت‌های غیرمنتظره، سوءتفاهم‌های اغراق‌شده و شوخی‌های فیزیکی، ساختار روایت را به آشوب می‌کشد.

در بخش بازیگری، فیلم از یک گروه پرستاره بهره می‌برد. توماسین مک‌کنزی با حضور پرانرژی‌اش، نقش محوری روایت را به شکلی بازی می‌کند که هم‌زمان معصوم و هجوآمیز است. بن رادکلیف و کاترین واترستون مکمل‌های خوبی برای فضای کمیک فیلم هستند و تام فلتون با بازی در نقشی متفاوت نسبت به تصویر همیشگی‌اش، یکی از غافلگیری‌های اثر را رقم می‌زند. حضور بازیگرانی چون دیمین لوئیس، آنا مکسول مارتین و سو جانستون نیز باعث شده فیلم از نظر تنوع تیپ‌های شخصیتی، دست بالا را داشته باشد و شوخی‌ها فقط به یک یا دو کاراکتر محدود نشوند.

آیا فیلم ارزش دیدن دارد؟ فیلم Fackham Hall اثری نیست که بخواهد همه را راضی کند. اگر مخاطب به دنبال کمدی ظریف، دیالوگ محور یا طنزی چندلایه باشد، ممکن است با حجم بالای شوخی‌های فیزیکی و ریتم شلوغ فیلم خسته شود. برخی از شوخی‌ها آن‌قدر پشت سر هم می‌آیند که مجال نفس کشیدن به روایت نمی‌دهند و در بخش‌هایی، فیلم بیش از حد شلوغ به نظر می‌رسد.

با این حال، نقطه قوت اصلی فیلم در جسارت و بی‌پروایی‌اش است. فیلم Fackham Hall از شکست خوردن نمی‌ترسد و حاضر است حتی با شوخی‌هایی که ممکن است برای همه کار نکند، ریسک کند. همین روحیه باعث می‌شود فیلم، با وجود ناهماهنگی‌های مقطعی، در مجموع تجربه‌ای سرگرم‌کننده باشد.

در نهایت، اگر با ذهنی باز و انتظار دیدن یک پارودی پرسرعت و پرهیاهو سراغ Fackham Hall بروید، احتمالاً از انرژی و شوخ‌طبعی آن لذت خواهید برد. این فیلم بیش از آنکه اثری ماندگار باشد، یک تفریح کوتاه و بی‌ادعاست؛ تفریحی که ارزش دیدن دارد، به شرط آنکه بدانید دقیقاً قرار است با چه نوع کمدی‌ای روبه‌رو شوید.

فیلم Der Tiger

فیلم Der Tiger

فیلم Der Tiger یکی از متفاوت‌ترین آثار جنگی سال ۲۰۲۵ است که به‌جای تمرکز صرف بر نبردها و قهرمان‌سازی‌های مرسوم، سراغ لایه‌های روانی، اخلاقی و حتی سوررئال جنگ می‌رود. این فیلم تلاش نمی‌کند تصویری حماسی از میدان نبرد ارائه دهد، بلکه جنگ جهانی دوم را همچون کابوسی ذهنی به تصویر می‌کشد که مرز میان واقعیت، توهم و احساس گناه در آن به‌تدریج از بین می‌رود. فیلم Der Tiger با انتخاب زاویه دید محدود یک خدمه تانک و قرار دادن داستان در واپسین سال‌های جنگ، مخاطب را وارد فضایی خفقان‌آور می‌کند که در آن بقا، تصمیم‌گیری و مسئولیت اخلاقی در هم تنیده‌اند. نتیجه، اثری است که بیش از آنکه درباره پیروزی یا شکست باشد، درباره فروپاشی درونی انسان در دل جنگ است.

عوامل سازنده: کارگردانی فیلم Der Tiger را دنیس گانسل بر عهده دارد، فیلم‎سازی که پیش‌تر هم نشان داده به روایت‌های تاریک و روان‌شناسانه علاقه‌مند است. این فیلم محصول مشترک آلمان و جمهوری چک و یکی از تولیدات مهم آمازون محسوب می‌شود.

داستان و بازیگران: داستان فیلم در سال ۱۹۴۳ و در جبهه شرقی جنگ جهانی دوم می‌گذرد، زمانی که ارتش آلمان پس از شکست در استالینگراد در حال عقب‌نشینی است. روایت با دفاع از یک پل آغاز می‌شود، جایی که یک تانک Tiger مأمور پشتیبانی از عقب‌نشینی نیروهاست. پس از انفجار پل، خدمه تانک به فرماندهی فیلیپ گرکنس مأموریتی محرمانه دریافت می‌کنند: نفوذ به پشت خطوط دشمن برای نجات یا دستگیری سرهنگ پاول فون هاردنبورگ، افسری که اطلاعات حیاتی درباره عقب‌نشینی نیروها دارد و گذشته مشترکی با گرکنس دارد.

در طول مسیر، خدمه با صحنه‌هایی هولناک روبه‌رو می‌شوند؛ از عبور از میدان مین و رویارویی با تانک‌های شوروی گرفته تا مشاهده جنایات نیروهای اس‌اس علیه غیرنظامیان. این تجربه‌ها، همراه با مصرف مواد محرک، باعث تشدید توهم، احساس گناه و ازهم‌گسیختگی روانی شخصیت‌ها می‌شود. بازیگران فیلم با تکیه بر بازی‌های کنترل‌شده و درون‌گرا، موفق می‌شوند این فروپاشی تدریجی را باورپذیر نشان دهند. شخصیت فیلیپ گرکنس در مرکز روایت قرار دارد و کشمکش او میان وظیفه نظامی، خاطرات گذشته و امید بازگشت به خانواده، هسته احساسی داستان را شکل می‌دهد.

آیا فیلم ارزش دیدن دارد؟ فیلم  Der Tiger فیلمی نیست که برای همه مخاطبان ساخته شده باشد. اگر انتظار یک فیلم جنگی پر از صحنه‌های اکشن کلاسیک و روایت خطی دارید، احتمالاً با ریتم کندتر و فضای ذهنی آن ارتباط برقرار نخواهید کرد. فیلم عمداً مرز میان واقعیت و توهم را محو می‌کند و در نیمه پایانی به سمت روایتی استعاری و فلسفی می‌رود که ممکن است برای برخی گیج‌کننده باشد.

با این حال، نقطه قوت اصلی فیلم در جسارتش است. فیلم Der Tiger جنگ را نه به‌عنوان میدان افتخار، بلکه به‌مثابه تجربه‌ای ویرانگر برای روان انسان به تصویر می‌کشد. پرداختن به احساس گناه، مسئولیت اخلاقی و پیامدهای اعمال، فیلم را از بسیاری آثار مشابه متمایز می‌کند. در مجموع، فیلم Der Tiger اثری قابل تأمل و متفاوت در ژانر جنگی است که ارزش دیدن دارد، به‌ویژه برای مخاطبانی که به روایت‌های عمیق‌تر و روان‌شناسانه علاقه‌مندند. این فیلم شاید فقط برای سرگرمی نباشد، اما تجربه‌ای ماندگار و چالش‌برانگیز ارائه می‌دهد.

سریال Land of Sin

سریال Land of Sin

سریال Land of Sin یکی از تازه‌ترین آثار جنایی اروپایی محصول نتفلیکس است. این مینی‌سریال پنج‌قسمتی سوئدی، در ادامه سنت دیرپای درام‌های جنایی اسکاندیناوی، تلاش می‌کند فراتر از یک معمای قتل ساده حرکت کند و به لایه‌های عمیق‌تری از جامعه، خانواده و احساس گناه بپردازد. فضای سرد، روایت آرام اما سنگین، و تمرکز بر پیامدهای اجتماعی جرم، فیلم Land of Sin را در مسیری قرار می‌دهد که بیشتر به یک درام اجتماعی تیره شباهت دارد تا یک سریال پلیسی پرهیجان. این اثر از همان ابتدا مشخص می‌کند که قرار نیست پاسخ‌های ساده ارائه دهد و تماشاگر باید آماده مواجهه با پرسش‌های اخلاقی پیچیده باشد.

عوامل سازنده: سریال Land of Sin به‌طور کامل توسط پیتر گرونلوند خلق شده، او هم خالق، هم نویسنده و هم کارگردان این مجموعه است. گرونلوند پیش‌تر نیز با پرداختن به موضوعاتی چون شکاف طبقاتی، حاشیه‌نشینی و خشونت پنهان در جوامع به ظاهر آرام شناخته شده بود و این سریال را می‌توان بازگشتی آگاهانه به دغدغه‌های همیشگی او دانست. از نظر فنی، سریال از استاندارد بالایی برخوردار است.

داستان و بازیگران: داستان سریال حول تحقیق درباره قتل یک نوجوان در یک جامعه روستایی کوچک در شبه‌جزیره بیاره می‌چرخد. دو کارآگاه از شهر مالمو، دنی آنتیلا و مالک، مأمور رسیدگی به این پرونده می‌شوند. دنی، زنی باتجربه اما درگیر مشکلات خانوادگی است و مالک، کارآگاهی تازه‌کار که هم‌زمان تلاش می‌کند نقش پدر و همسر را نیز به‌خوبی ایفا کند. با پیشرفت تحقیقات، لایه‌های پنهان جامعه محلی، روابط خانوادگی متزلزل و رازهایی که سال‌ها سرکوب شده‌اند، یکی‌یکی آشکار می‌شوند.

کریستا کوسونس در نقش دنی آنتیلا بازی کنترل‌شده و باورپذیری ارائه می‌دهد و به‌خوبی تضاد میان وظیفه حرفه‌ای و آشفتگی شخصی را نشان می‌دهد. محمد نور اوکلا در نقش مالک، تصویر انسانی‌تری از یک کارآگاه ارائه می‌کند که بیش از آنکه قهرمان باشد، فردی آسیب‌پذیر است. بازیگران مکمل، از جمله پیتر گنتمن، سزار ماتیاشویچ و آنا مکسول مارتین، هرکدام به غنای جهان داستان کمک می‌کنند، هرچند برخی شخصیت‌ها پرداخت عمیق‌تری می‌توانستند داشته باشند.

آیا سریال ارزش دیدن دارد؟ سریال Land of Sin اثری نیست که برای همه سلیقه‌ها ساخته شده باشد. اگر انتظار یک معمای جنایی پرپیچ‌وخم با ریتم تند و غافلگیری‌های پی‌درپی دارید، ممکن است روایت آرام و تمرکز بیش از حد بر درون‌مایه‌های اجتماعی شما را خسته کند. در برخی بخش‌ها، خود معمای قتل دچار افت‌وخیز می‌شود و بعضی شخصیت‌ها کلیشه‌ای به نظر می‌رسند. با این حال، نقطه قوت اصلی سریال در پرداخت اخلاقی و نگاه چندلایه آن به مفاهیمی مانند گناه، مسئولیت والدین و تأثیر محیط اجتماعی است. پایان‌بندی تلخ و تأمل‌برانگیز نیز تا حد زیادی ضعف‌های روایی را جبران می‌کند. در مجموع، سریال Land of Sin برای مخاطبانی که به درام‌های جنایی اندیشمند و شخصیت‌محور علاقه دارند، تجربه‌ای ارزشمند و قابل توصیه است، اما نباید از آن انتظار سرگرمی صرف داشت.

منبع | گیمفا

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا